و قلم كاتبان عمل در كار است ، و به بندگى و طاعت بشتابيد پيش از آنكه جوانى به پيرى رسد ، و بيمارى شما را از كار بيندازد ، يا مرگ شما را بربايد .
كه مرگ نابود كنندهء لذّتها ، و تيره كنندهء خوشيها ، و دور كنندهء اهداف است ، ديدار كنندهاى است نامحبوب ، مبارزى است مغلوب ناشدنى ، جنايتكارى است غير قابل انتقام ، دامهايش به شما در آويخته ، بلاهايش به شما احاطه كرده ، پيكانهايش شما را هدف قرار داده ، قهرش دربارهء شما بزرگ ، جور و زحمتش بر شما پى در پى است ، و كم است كه ضربتش بر شما وارد نشود . نزديك است ابرهاى تاريكش بر شما سايه اندازد ، و آتش بلاهايش زبانه كشد ، و تاريكىهاى شدائدش از راه برسد ، و بيهوشىهاى ناشى از حالت احتضار ، و درد خروج روح ، و تاريكىهاى تو در تو ، و تلخى چشيدن شربتش شما را فرا گيرد .
چنان است كه سر زده بر شما وارد گشته ، و شما را از گفتن سخن آهسته خاموش نموده ، و مشاورينتان را پراكنده كرده ، و آثارتان را به نابودى كشيده ، و شهرهايتان را معطل و خالى گذاشته ، و وارثان شما را تحريك نموده تا ارث به جا گذاشته را تقسيم كنند ، گروهى از اين وارثان خويشان خاصّ هستند كه در وقت مردن شما سودى به حالتان ندارند ، و برخى نزديكان غمگينند كه نمىتوانند مانع مردن شما شوند ، و ديگرى شماتت كنندهاى است كه از مرگ شما غصّه به خود راه نمىدهد .
پس بر شما باد به سعى و كوشش ، و توشه برگرفتن و آماده شدن ، و فراهم كردن زاد و توشه در منزلى كه زاد و توشه فراهم است . دنيا شما را نفريبد چنان كه پيشينيان شما از امتهاى گذشته و مردمان در گذشته را فريفت ، آنان كه از دنيا شير فراوان دوشيدند ، و دچار غفلت و فريب آن شدند ، زمان را بيهوده سپرى كردند ، تازهء آن را كهنه نمودند ، اما مساكن آنان گورستان ، و اموالشان ارث ديگران شد ، كسى را كه نزد آنان رود نمىشناسند ، و به گريهء آنان كه بر آنان بگريند اهميتى نمىدهند ، و كسى را كه آنان را صدا بزند جواب نمىدهند . از دنيا بر حذر باشيد كه به شدّت غدّار و فريبنده و مكّار است ، اندك مىبخشد و سخت منع مىكند ، جامهء سلامت مىپوشاند و به زور و جبر برهنه مىكند ، راحتش دائم نيست ، رنجش را پايان نمىباشد ، و بلا و سختىاش آرام نگيرد .
از اين خطبه است در توصيف زاهدان :
مردمى از اهل دنيا بودند ولى دلبستهء آن نبودند ، در دنيا بودند مانند كسى كه اهل آن نيست .