تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كاخهاى سخت بنيان ، و فرشها و بسترهاى گستردهء آنها به سنگهاى به هم پيوسته ، و گورهاى زير زمين و لحد چيده شده تبديل شد ، آن گورهايى كه در جاى ويرانى بنا شده ، و با خاك زمين آن را محكم كرده‌اند . آن قبور به هم نزديك است ، اما ساكنانش در تنهايى و غربت‌اند ! در ميان اهل محلّه‌اى مقيمند كه در وحشت و ترسند ، و بين قومى كه به ظاهر فارغ البال ولى در باطن دچار مشغله‌اى فراوانند ، به وطن‌ها انس نمىگيرند ، و همچون پيوستن همسايگان به هم نمىپيوندند با اينكه با هم مجاورند و خانه‌هايشان به هم نزديك است . چگونه ديد و بازديد كنند در صورتى كه پوسيدگى با انداختن سنگينى خود بر آنها ، آنان را متلاشى كرده ، و سنگ و خاك اعضايشان را خورده ؟ ! تصور كنيد شما الآن جاى آنها هستيد ، و قبرها شما را به گروگان گرفته ، و در آغوش آن وديعه‌گاه رفته‌ايد . حال شما چگونه خواهد بود آنگاه كه برنامه‌ها به پايان برسد ، و مرده‌ها را از گورها در آورند ؟ آن هنگام هر كسى از آنچه پيش فرستاده آگاه مىشود ، و به سوى خداوند كه سرپرست بر حقّ آنان است باز گردانده مىشوند ، و آنچه افترا مىبستند به كارشان نيايد .

223 - از دعاهاى آن حضرت است كه زياد مىخواند در وصف عاشقان خدا

خدايا ، تو براى عاشقانت بهترين مونسى ، و براى كارسازى امور آنان كه بر تو اعتماد نمايند از همه حاضرترى ، آنان را در باطنشان مشاهده مىكنى ، و به نهانهايشان آگاهى ، و اندازهء بيناييشان را مىدانى . بنا بر اين رازهايشان نزد تو آشكار ، و دلهايشان به سوى تو در غم و اندوه است . اگر آنان را ، تنهايى به اضطراب و ناامنى اندازد ، ياد تو آرامششان دهد ، و اگر مصائب بر سرشان فرو ريزد ، به عرضه‌گاه فرياد رسى تو پناه آرند ، زيرا مىدانند زمام همهء امور به دست تو ، و سرچشمهء تمام كارها در كف با كفايت فرمان توست . الهى ، اگر از بيان خواسته‌ام عاجزم ، يا از اينكه چه بخواهم سرگردانم ، پس به آنچه مصلحت من است راهنمايم باش ، و عنان دلم را به سوى آنچه خير من است بگردان ، كه اين برنامه‌ها از هدايتها و كفايتهاى تو بيگانه و عجيب نيست . بار خدايا ، با عفوت با من معامله كن نه با عدالتت .