تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
چه بسا كسى را در حرارت آفتاب مىبينى پس بر او سايه مىاندازى ، يا شخصى را دچار دردى مىنگرى كه بدنش را مىسوزاند و تو از روى رحمت بر او گريه مىكنى . پس چه چيز تو را بر اين دردت صبر داده ، و بر بلاهايت توانمند نموده ، و چه شادى و سرورى تو را از گريه بر جان خود كه نزد تو عزيزترين جانهاست باز داشته و دل تسلّايت داده ؟ ! چگونه بيم شبيخون خشم حق تو را از خواب غفلت بيدار نمىكند در صورتى كه به علّت گناهانت در راه‌هاى قهر و سلطهء او افتاده‌اى ؟ ! درد سستى دل را به قوّت اراده معالجه كن ، و به هوشيارى ، خواب غفلت را درمان نما . خدا را بنده باش ، و به ياد او انس بگير ، و در حال روى گرداندن از خدا روى آوردن او را به سوى خود مجسم كن كه تو را به عفوش دعوت مىكند ، و به فضلش مىپوشاند ، و تو از او روى مىگردانى و به غير او روى مىآورى ! بلند مرتبه است خدايى كه با اين قدرتش چه كريم است ! و تو با اين ناتوانى و پستى چه جرأتى بر معصيت او دارى ! در حالى كه در پناه پوشش او مقيمى ، و در فراخناى احسانش مىگردى ، فضلش را از تو باز نداشته ، و پردهء حرمتت را ندريده است ، بلكه در نعمتى كه براى تو ايجاد مىكند ، و گناهى كه بر تو مىپوشاند ، و بلايى كه از تو دور مىنمايد چشم به هم زدنى از لطفش محروم نيستى . پس به او چه گمان مىبرى اگر او را بندگى كنى ؟ ! به خدا قسم اگر اين برنامه بين دو نفر بود كه در قوّت و قدرت برابر بودند ، تو اولين كسى بودى كه بر زشتى اخلاق و بدى اعمالت به زيان خود حكم مىكردى . به حق مىگويم : دنيا تو را فريب نداده بلكه تو فريفتهء آن شده‌اى ، دنيا پندها را برايت آشكار نمود ، و بر عدل و انصاف دعوتت كرد ، دنيا با وعده‌اى كه از رسيدن بلا و درد بر جسمت ، و كم شدن نيرويت به تو مىدهد راستگوتر و وفادارتر از اين است كه به تو دروغ بگويد يا تو را بفريبد . چه‌بسا پند دهنده‌اى از امور دنيا كه پيش تو متّهم است ، و چه‌بسا راستگويى از اخبار آن كه نزد تو دروغگو به شمار آيد ! اگر دنيا را از روى مناطق خراب شده و خانه‌هاى خالى مانده بشناسى آن را با پند نيكويى كه به تو مىدهد و موعظهء رسايى كه به گوش تو مىرساند همچون دوست مهربانى خواهى يافت كه در رسيدن زيان و ضرر به شخص تو به شدّت خوددارى مىكند . دنيا سراى خوبى است براى آن كه آن را خانهء خود نداند ، و محل نيكويى است براى كسى كه آن را به عنوان وطن انتخاب ننمايد .