تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تقوا به طور دائم خود را بر گذشتگان عرضه كرده و به آيندگان هم عرضه مىكند ، چرا كه فرداى قيامت به آن محتاجند ، آن روزى كه خداوند آنچه را پديد آورده باز گرداند ، و آنچه را عنايت فرموده باز ستاند ، و از آنچه مرحمت نموده باز خواست كند . تقوا پذيران كه آن را چنان كه بايد رعايت كنند چه اندكند ! راستى كه آنان بسيار اندك شمارند ، اينان سزاوار وصف حقّند كه در قرآن فرموده : « اندكى از بندگان من شاكرند » . پس گوش خود را به جانب تقوا بداريد ، و به كوشش خود بر آن مواظبت نماييد ، و آن را به جاى آنچه از دست داده‌ايد قرار دهيد ، و در عوض هر مخالفى كه داريد به عنوان موافق قبول كنيد . خواب غفلت را به تقوا بيدار كنيد ، روز خود را با آن سپرى نماييد ، آن را ملازم دل خويش كنيد ، گناهانتان را با آن بشوييد ، امراض را به وسيلهء آن درمان نماييد ، و با آن بر مرگ سبقت گيريد ، و از كسى كه آن را تباه نموده عبرت گيريد ، مبادا كه آراستگان به تقوا از شما عبرت گيرند ! هان ، تقوا را نگاه داريد و خود را نيز به تقوا حفظ نماييد . خود را از دنيا پاك كنيد ، و نسبت به آخرت شيفته باشيد . آن را كه تقوا بلند مقام نموده پست نكنيد ، و آن را كه دنيا رفعت داده بلند مقامش ننماييد ، چشم به بارش ابر آن ندوزيد ، و گفتار ترغيب كنندهء به آن را نشنويد ، و خوانندهء به آن را اجابت ننماييد ، و به فروغ بىپايهء آن روشنى مجوييد ، و به اشياء نفيسش فريب مخوريد ، زيرا كه برقش از ابر بىباران ، و گفتارش دروغ ، و اموالش غارت شده ، و اشياء نفيسش غنيمت دزدان گشته است . بدانيد كه دنيا چارپايى است سركش و گريزپاى ، اسبى است چموش و نافرمان ، دروغگويى است خائن ، حق ناشناسى است ناسپاس ، ستمگرى است بيراهه رو ، دورى كننده‌اى است بىقرار . وضعش حالى به حالى شده ، قدمهايش لرزان ، ارجمنديش خوارى ، جدّىاش شوخى ، و بلنديش پست است . دنيا خانهء ربودن مال و سلب ثروت ، و جايگاه غارت و هلاكت است .