تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
البته خدا را به مردم روى زمين از آنان كه ايمانشان را پنهان دارند يا آشكار نمايند نيازى نيست . نام هجرت بر احدى واقع نمىشود مگر حجّت خدا را در زمين بشناسد ، كسى كه حجّت الهى را شناخت و به او اقرار كرد مهاجر است . و نام مستضعف بر آن كه حجّت به او رسيد و گوشش آن را شنيد و دلش آن را حفظ كرد صدق نمىكند . معرفت به ما كارى است سخت و دشوار ، آن را جز عبدى كه خداوند قلبش را براى ايمان امتحان كرده تحمل نمىكند ، و حديث ما را فرا نگيرد جز سينه‌هاى امين ، و عقل‌هاى متين . اى مردم ، پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد ، كه من به راههاى آسمان داناتر از راههاى زمينم ، بپرسيد پيش از آنكه فتنه‌اى به شما روى آورد كه چون شتر بىصاحب گام بردارد و مهار خود را لگدكوب كند ، و عقول صاحب عقول را زايل نمايد .

187 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در ستايش الهى و سفارش به تقوا

او را سپاس مىگويم تا شكر بر نعمتش باشد ، و براى اداى حقوقش از او كمك مىطلبم ، خداوندى كه ارتشش غالب ، و بزرگواريش عظيم است . و شهادت مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، مردم را به طاعت خدا دعوت كرد ، و با جهاد در راه دين بر دشمنانش پيروز شد ، همدستى دشمنان بر تكذيب او ، و فعاليّتشان براى خاموش كردن نور آن حضرت او را از فعاليت در راه خدا متوقف نكرد . پس به تقواى الهى چنگ زنيد ، كه رشته‌اى است با دستگيره‌اى محكم ، و حصارى است كه بلندى آن دست نيافتنى است . بر مرگ و دشواريهايش پيشدستى كنيد ، و براى پذيراييش قبل از آنكه از درآيد آماده شويد ، و پيش از فرود آمدنش مهيّا گرديد ، زيرا قيامت نهايت كار است . مرگ براى عاقلان پندى كافى ، و براى جاهلان زمينهء عبرت است . پيش از در آمدن قيامت چنان كه خبر داريد اين امور است : تنگى گورها ، شدّت اندوه و يأس ، وحشت از جايى كه از آنجا بر احوال برزخ آگاه مىشويد ، ترس‌هاى پى در پى ، جا به جا شدن استخوانها كر شدن گوشها ، تاريكى لحد ، ترس از وعدهء عذاب ، پوشيده شدن شكاف گور ، و استوار شدن تخته سنگها بر سر قبر .