تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خدا را خدا را اى بندگان خدا ، كه دنيا شما را به يك راه مىگذراند ، و شما و قيامت به يك رشته بسته‌ايد ، گويا قيامت با نشانه‌هايش فرا رسيده ، و با علامتهايش نزديك گرديده ، و شما را بر صراط خود متوقف نموده ، انگار با سختىهايش بر شما مشرف شده ، و سينه بر زمين نهاده ، و دنيا از اهلش جدا گشته ، و آنان را از دامان خود بيرون افكنده ، و تمام روزگار چون روزى بود كه گذشت ، و يا ماهى كه مدّتش به پايان رسيد ، تازه‌اش كهنه ، و فربهش لاغر شد ، مردمان در توقفگاهى تنگ قرار مىگيرند ، و امورى درهم و عظيم ، و آتشى سخت شرربار ، همراه صدايى وحشتناك ، و زبانه‌اى كشيده ، با غرّشى از روى خشم ، همراه اخگرهايى سوزنده ، كه دير خاموش است ، هميمه‌اش فروزان ، تهديدش ترسناك ، قعرش ناپيدا ، اطرافش تاريك ، ديگهايش برافروخته ، و كارهايش هولناك است . اهل تقوا را دسته دسته به جانب بهشت مىرانند ، در حالى كه از عذاب ايمن شده ، و از ملامت رهايى يافته ، و از آتش دورند ، بهشت در كمال آرامش پذيراى آنهاست ، و آنان هم از جاى و قرارگاه خود شادند . اينان گروهى بودند كه اعمالشان در دنيا پاك ، و چشمشان از خوف عذاب گريان بود ، شب تارشان به خاطر خشوع و استغفارشان روز بود ، و روزشان محض بيم از گناه و انقطاع از دنيا شب . خداوند بهشت را جاى بازگشت ، و خير و خوشى را پاداش آنان قرار داد ، كه اينان به بهشت شايسته‌تر و اهل آن بودند ، در يك پادشاهى ابدى ، و نعمت پايدار خواهند بود . بندگان خدا ، آن را رعايت كنيد كه به رعايت آن رستگار شما رستگار مىگردد ، و تبهكار شما به ضايع كردن آن خسارت مىبيند .