و گمانى ناصواب و خطا بر زبان راند ، ولى زادگان كبر و نخوت با عمل خود ادّعايش را تصديق كردند ، و برادران عصبيّت ، و سواران كبر و جاهليت آن گفتار كج و باطل را راست آوردند ، تا چون گردنكشان شما مطيع او شدند ، و طمع او در گمراهى شما پا بر جا شد ، و در نتيجه صورت حال او از پردهء نهان به ظهور در آمد ، سلطهاش بر شما قدرت گرفت ، و لشكرش را به جانب شما نزديك كرد .
سپاه او شما را به بيشهء خوارى انداختند ، و در ورطهء كشتار در آوردند ، و شما را زخمى كارى زدند : با فرو بردن نيزهء گناه در چشمتان ، و بريدن گلويتان با كارد معصيت ، و كوبيدن مغزتان با انديشههاى باطل ، و فرود آوردن ضربه بر اعضاى حساس و كشندهتان ، و كشاندنتان با مهار قهر و غلبه به سوى آتشى كه از پيش براى شما مهيّا شده ! !
شيطان در زخم زدن به دينتان قوىتر ، و براى فساد در دنيايتان آتش افروزتر است از كسانى كه آشكارا با آنان دشمنى مىورزيد ، و براى جنگ با آنها جمع مىشويد .
پس آنچه خشم و نيرو داريد بر دفع او به كار گيريد ، و در اين برنامه از كوشش همه جانبه دريغ نورزيد . به بقاى حق قسم ، كه او نسبت به ريشهء وجود شما فخر و ناز كرد ، و از حسب شما عيب جويى نمود ، و نسب شما را پست شمرد ، و با لشگر سوارهاش به جانب شما تاخت ، و با ارتش پيادهاش راه را بر شما بست ، به هر مكانى شما را به دام مىاندازند ، و دستتان را از راه هدايت قطع مىكنند .
با هيچ نقشهاى نمىتوانيد از خواستهء آنان امتناع ورزيد ، و با هيچ تصميمى قدرت نداريد آنان را دفع كنيد ، كه دام آنان درياى خوارى ، و حلقهاى تنگ ، و عرصهگاه مرگ ، و جولانگاه بلاست .
پس آتش عصبيت و كينههاى جاهليت را كه در دلهايتان پنهان است خاموش كنيد ، چرا كه اين كبر و خودخواهى در فرد مسلمان از خاطره انگيزيهاى شيطان و ايجاد نخوتها و فسادها و وسوسههاى اوست .
گوهر تواضع بر سر نهيد ، خرمهرهء كبر زير پا اندازيد ، حلقهء تكبّر از گردن باز كنيد ، و فروتنى را سنگر بين خود و دشمنتان يعنى شيطان و لشگرش قرار دهيد ، زيرا اين موجود خطرناك را از هر ملّتى لشگرى و يارانى ، و پياده و سوارانى است . شما مانند آن متكبرى ( قابيل ) كه بر فرزند مادرش ( هابيل ) كبر ورزيد نباشيد كه خداوند او را بر برادرش برترى نداده بود .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٩٠