تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
گفتم : اين از موارد شكيبائى نيست ، بلكه جاى مژده و شكرگزارى است ! و فرمود : « يا على ، به زودى مسلمانان پس از من به ثروتشان آزمايش مىشوند ، و با ديندارى خود بر خدا منّت مىنهند ، رحمتش را آرزو دارند ، و خود را از خشمش در امان دانند ، و با شبهات دروغ و هوسهاى غفلت‌زا حرام او را حلال شمارند ، شراب را به اسم آب انگور و خرما ، و رشوه را به عنوان هديّه ، و ربا را به نام تجارت حلال دانند . » گفتم : يا رسول اللّه ، در آن وقت اين چنين مردم را از كدام گروه حساب كنم ؟ در موضع ارتداد ، يا در مرتبهء فتنه ؟ فرمود : « در مرتبهء فتنه » .

154 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در تشويق به پرهيزكارى

ستايش خدا را كه ستايش را كليد يادش ، و سبب فزونى فضلش ، و دليل بر نعمت‌ها و بزرگيش قرار داد . بندگان خدا ، روزگار بر باقيماندگان چنان گذرد كه بر گذشتگان گذشت . آنچه سپرى شد باز نگردد ، و آنچه هست جاويدان نماند . كار آخرش همچون كار اوّل آن است . امورش ( در فناپذيرى ) از هم پيشى مىگيرند ، و پرچمهايش پشتيبان يكديگر است . گويا حاضر در قيامت هستيد ، شما را مىراند ، چون ساربانى كه شترهاى چابكش را مىراند . پس هر كس خود را به آنچه كه شايستهء او نيست سرگرم كند در تاريكيها سرگردان گردد ، و در مهلكه‌ها گرفتار شود ، و شيطانهايش او را به راه سركشى كشند ، و كارهاى زشتش را در نظرش جلوه دهند . بهشت نهايت كار پيشى گيرندگان در خير ، و آتش عاقبت كار مقصّران در بندگى است . بندگان خدا ، بدانيد تقوا قلعه‌اى محكم و نفوذ ناپذير است ، ولى گناه حصارى پست است كه اهلش را از خطرات نگاه نمىدارد ، و كسى را كه به آن پناه برده حفظ نمىكند .