تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
به جهت سپاسگزارى در برابر خوبى اندك شما ، و چشم‌پوشى از زشتى بسيارتان كه ديده آن را مىبيند ، و بدن آن را لمس مىكند .

157 - از خطبه‌هاى آن حضرت است در توحيد الهى و شرح حال برخى از پيامبران

فرمان حق حكم لازم و حكمت است ، و خشنوديش امان و رحمت ، به علم حكم مىكند ، و به حلم گذشت مىنمايد . خداوندا ، تو را سپاس بر آنچه مىگيرى و بر آنچه مىبخشى ، و تو را سپاس بر عافيت و بر بيمارى و بلا ، سپاسى كه پسنديده‌ترين و محبوبترين و برترين سپاس به سويت و در پيشگاهت باشد . سپاسى كه تمام فضاى آفرينشت را پر كند ، و تا جايى كه اراده كنى برسد . . سپاسى كه از قبول رحمتت محجوب نشود ، و از رسيدن به محضرت قاصر نباشد . سپاسى كه عددش به پايان نرسد ، و پشتوانه‌اش فانى نگردد ، ما كنه عظمتت را نمىدانيم ، جز اينكه مىدانيم تو زنده و قائم به ذاتى ، چرت و خواب تو را نمىگيرد . هيچ نظرى به تو نمىرسد ، و ديده‌اى تو را درك نمىكند . تو ديده‌ها را درك كرده و اعمال را شماره نموده . و مهار حيات همگان را به دست دارى و آنچه از آفريده‌هاى تو مىبينيم ، و از آثار قدرتت به شگفتى مىآييم ، و آنچه از عظمت قدرت تو وصف مىكنيم چه قدر و منزلتى دارند ؟ حال آنكه آنچه از ما پوشيده است ، و ديدهء ما از ديدنش قاصر است ، و عقول ما به درك آن نمىرسد ، و پرده‌هاى غيب بين ما و آنها حايل شده بسى عظيم‌تر است ! از اين رو هر كه دلش را از هر چيز فارغ كند ، و انديشه‌اش را به كار گيرد تا بداند چگونه عرشت را به پا داشته‌اى ، و چگونه موجودات را آفريده‌اى ، و چسان كرات را در هوا معلّق نموده‌اى ، و چگونه زمين را بر امواج آب گسترانده‌اى ، ديده‌اش وامانده ، عقلش قرين شكست ، و گوشش حيران ، و فكرش سرگردان مىشود .

از اين خطبه است :

بر اساس گمانش مدّعى اميد به خداست . به خداى بزرگ سوگند ، دروغ گفته ، چرا حالت اميدواريش در كردارش پيدا نيست ؟ ! زيرا هر كه را به چيزى اميد است اثر اميدش در عملش ديده مىشود مگر اميدى كه مردم به خدا بسته‌اند كه داراى عيب است ،