در اين هنگام در دو سوى مسير ، گروهى از سربازان پياده عثمانى به همراه افسران خويش براى اداى احترام صف كشيده بودند .
پس از استراحت كوتاهى ، خديو از هيئتها و نمايندگان استقبال كرد و آن چنان از روى لطف و صفا با آنان برخورد نمود كه همگى در هنگام خروج از آنجا ، از برخورد بزرگ منشانه ايشان سپاسگزار و خوشحال به نظر مىرسيدند ! خديو آن روز را به پذيرايى از استقبال كنندگان و صدور فرمان جهت رسيدگى به فقرا و نيازمندان اين قبايل ، به ويژه آنها كه در ركاب ايشان حضور داشتند ، سپرى نمودند . علاوه بر موارد فوق به فرمان ايشان بين تمامى خدمتگزاران ركاب خديوى ، از زنبوركچىها و سقايان و بار بندان ، تا كارگران خيمهها و فراشها ، لباسهايى در آن روز تقسيم گرديد كه مىتوان گفت آن روز بسيار پر خاطره و زيبا بود و زبان همه بر حمد ، سپاس و دعا براى حضرتش ، به درگاه بارى تعالى مشغول بود .
در عصر آن روز ، به فرمان خديو ، پاسداران سوارهء خديوى و برخى از گروههاى پياده ، به سوى ايستگاه « علا » حركت كردند ، تا در آنجا منتظر مراجعت ايشان از مدينه باشند . به فرمان خديو قطارى مهيا گرديد كه در شب آن روز ، گروهى از پاسداران و خدمتكاران و برخى از رجال دربارى همراه را ، همراه خيمهها و وسايل مورد لزوم براى نصب ، به مدينه ببرد ؛ اما قطار مخصوص خديو و و الا حضرت والده ، در پگاه روز 7 ژانويه از « بدايع » حركت كرد .
اولين ، قطار ابتدا « وادى حمض » را پشت سر گذاشت و صبح روز بعد به ايستگاه « جدّاعه » رسيد ، اما قطار در اين نقطه از سوى رييس ايستگاه متوقف گرديد ، زيرا سيل در فاصله دو كيلومترى از آنجا موجب انهدام يكى از پلهاى راه آهن گرديده بود . اين خبر به صورت تلگرافى به خديو مخابره گرديد . ايشان نيز به محض رسيدن به ايستگاه « هديه » ، پيش از غروب ، قطار مركب خويش را امر به توقف نمودند و خودشان به وسيلهء لكوموتيو ، به سوى ايستگاه « جداعه » كه در فاصله بيست كيلومترى از آن جا واقع شده بود حركت نمودند . ايشان پس از آن كه از نزديك قسمت حادثه ديده را ملاحظه نمودند ، گفتند : « اين خرابى نمىتواند كمتر از دو روز اصلاح گردد » بنابراين دستور دادند كه قطار
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: انصارى
ص٣٦٢