بزرگترين عيد به شمار مىآيد ، اجازه فرمايند تا زبان رعيت به حمد و سپاس گويا و دستهايمان به درگاه الهى بلند شود و براى سلامتى و محافظت از آن شخصيت محبوب كه با فضل و كرم خويش در ارواح و قلبهاى مردمى نفوذ كرده است خالصانه دعا كنيم .
آرى ! دستهايمان را در اين بقعه مقدس و پاك به پيشگاه خداوند و پيامبر او بلند كنيم و از صميم قلب مراتب اخلاص و تبعيت خويش را به آن شخصيت بزرگ و بلند مرتبه اعلام داريم . آرى ! خالصانهترين درودها و اخلاصهاى خويش را به سوى شما هديه كنيم و از درگاه بارى تعالى سلامتى وجود ذى جود آن انوار عباسى را آرزو نماييم و تقاضا كنيم كه همواره آن حضرت ، همچون تاجى بر تارك زمان قرار داشته باشند و نيز همواره نعمت و فضل وجود آن ولى نعمت ، بر سر ما و تمامى انسانها سايه افكند !
مولاى من ! . . .
در پايان از خداوند متعال مىخواهيم كه پس از زيارت سيد و بزرگ ما محمد مصطفى صلى الله عليه و آله ، به سلامتى و شادكامى همراه با ديگر افراد خانواده گراميتان به وطن مراجعت كرده و همواره چشم عنايت خدا و رسول او بر شما و خاندانتان مستدام باد ! » .
اين روز مبارك را در ميان دشت بىروح كه در آن اثرى از حيات و فعاليت - به استثناى كارگران راه آهن - ديده نمىشد ، گذرانيديم .
خداوندا ! اين جا چگونه سرزمينى است كه از جنوب تا شمال و از غروب تا شرق آن فقط صحراى سنگى و كوههاى پر صلابت صخرهاى و زمينى شنى و دريايى از خاك ، زمينهاى آن را پوشانيده است و به هنگام حركت بر آن همچنان كه پاى آدمى در آب فرو مىرود ، در ميان اين خاكها و شنهاى روان فرو مىرود . خداوندا ! تو را شكر گزاريم و از رحمت بىپايان تو سپاسگزار ! زيرا بر تمامى مخلوقات خود در سرزمينهاى گوناگون و پهناور ، نعمتهايى را قرار دادهاى كه با طبيعت زمين آنان ، وسايل زندگى و گذران عمر آنان ، در آن جا فراهم مىشود . پس در همه سرزمينها حتى زمينهاى سرد و يخبندان نيز وضعيتى قرار دادهاى كه گياه در آن رشد كند و به ساكنين آن ، وسايل زندگى و معيشت داده شود و اين سرزمين را نيز پناهگاه فرزندان ابراهيم خليل خود قرار دادهاى كه در آنجا ، خانهء معظم تو را بنا كند و نسل او به خدمتگزارى آن خانه متشرف گردند و سپس
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: انصارى
ص٣٦٤