در ميان قلبهاى زايرين خانهات ، از عرب و غير عرب ، علاقه و نشاطى قرار دادى تا مردم از هر سو بدين سرزمين روى آورند ، سپس از سلاله پاك و مطهر آنان ، پيامبر صلى الله عليه و آله امين خود - رسول امى - را براى هدايت آنان فرستادى كه با مهاجرت خود به سوى اين ديار و ترك خانواده و وطن خويش ، رسالت تو را به پا دارد و دعوت به سوى تو نمايد و به دو قدرت دادى كه كافران را سركوب نموده و دين پايدار و مستحكم تو را در آن منتشر سازد و دست ظلم و ظالمان را كوتاه نمايد .
سپس صحابه و پيروانش پس از او ، راه پيامبرت را ادامه دادند و در كمتر از يك ربع قرن ، بر پادشاهى رم ، يونان و ايران مسلط گرديدند و سرزمين هند ، افريقا و صحراهاى سرزمين مغرب را تحت فرمان خويش آوردند . اين پيشروى آن چنان ادامه داشت تا اين كه در قرن دوم هجرى از سرزمين چين شرقى تا شهر پواتيه
reitioP
در نزديكى پاريس در غرب ، همگى از سرزمينهاى پهناور اسلامى به شمار مىآمد و در پايان حكومت اسلامى آن چنان قدرتى به وجود آوردند كه سرزمينهاى پادشاهى روميان ، يونانيان ، ايرانيان ، مصريها ، آشورىها ، بابليان ، فنيقىها ، قرطاجيان ، بربرها ، فرنگيان و جز اينها ، همگى به عنوان سرزمين پهناور اسلامى به شمار مىآمد و با مديريت و نبوغ اجتماعى صحيح زمامداران آن در حدود هفتصد سال ، همانند نورى فروزان شعله ور بود .
اين نظام با پشتوانهء اخلاق اجتماعى قوى - تا آنجا كه دشمنان نيز بدان اقرار كردهاند - و قدرت مذهبى ، آن چنان آثارى از خود به جاى گذاشت كه تا كنون و پس از گذشت سالها ، اين آثار هنوز در برخى از سرزمينهاى ياد شده باقى مانده و جاى بسى تعجب و شگفتى در ميان افراد دارد !
واقعاً عجيب است ! زيرا چه كسى گمان مىبرد كه از ميان اين صحراى بىآب و علف و خشكزار ، آن چنان نورى پديد آيد كه تمامى كاينات و جهان هستى از آن روشن گردد و با دست قدرتمند خود ، ظالمان و قدرتمندان در شرق ، غرب ، شمال و جنوب جهان قرون وسطايى را از ميان بردارد !
چه كسى گمان مىبرد كه از ميان اين سرزمين شنى و از پشت اين كوههاى سرسخت ، آن چنان فرهنگى نماكند و جهان را دربرگيرد !