صورت از آن جا عبور نمودند . سپس خديو به سوى سراپردهء خويش رهسپار شدند كه در پشت اين گردنه و در جايگاهى به نام « نجوه » برپا گرديده بود . محل نجوه مكانى است كه قبيله « بلى » ادعا مىكنند جدّ ايشان در اين مكان مدفون گرديده است .
در پگاه روز 6 ژانويه خديو بر مركب خويش سوار شد و كالسكههاى و الا حضرت والده و كليهء همراهان خديوى در هيأت كاروانى به حركت درآمدند و در اين دشت كه « وادى حلاوه » ناميده مىشد ، گام برداشتند . از اين پس كم كم در ميان كوهها فاصلهاى ايجاد مىشد ، به طورى كه در پايان ، در ميان دو كوه شكافى به وجود مىآمد . پس از عبور از اين قسمت ، در سرزمينى شنى با شيبى سى درصد بالا رفتيم و از سمت ديگر آن ، كه دشتى شنى و خشن با رنگ سرخ بود پايين آمديم . در اين دشت همچنان گام برداشتيم تا اين كه به « وادى علا » رسيديم . از اين وادى راه از شمال به سوى جنوب منحرف گرديده و با اين كه زمين شوره زار است در آن درختان گز و گياه ترشك ( كه از خوراك شتران به شمار مىآمد ) فراوان ديده مىشود .
در ميانه اين دشت ، ايستگاه « بدايع » قرار داشت كه خديو و كاروان همراه وى در ساعت ده صبح به سلامتى بدان جا رسيدند .
در اين مكان ، جناب حسابدار « مدينهء منوره » و حضرات آقايان مدير ، خزانه دار حرم شريف و « بك باشى فؤاد بك » كه به عنوان ميهماندار خديو تعيين گرديده بود و نيز « شريف شحات » جانشين امارت مكه مكرمه ، « شريف محسن » ، « شيخ عبداللَّه » بزرگ منطقه عوالى ، « شيخ ابراهيم اسعد » ، بزرگ خطباى حرم مدنى ، « سيد حسن اسعد » ، « شيخ يحيى » دفتردار امام حرم شريف ، جناب ذى سعادت « صالح بك » رييس ادارهء راه آهن حجازى و حضرات آقايان قائممقام ايستگاه « علا » و بزرگ اعراب آن ، قاضى « علا » ، بزرگ اعراب « عنزه » ، رؤساى قبايل آن و بزرگ قبيله « بنى سليم » ( از حرب ) همگى در انتظار قدوم خديو ، به انتظار ايستاده بودند .
به هنگام تشريف فرمايى خديو ، همگى پيش آمدند و ضمن عرض خير مقدم ورود ايشان را خوش آمد گفته و سلامتى و شادكامى حضرتش را از درگاه خداوند طلب كردند .
خديو پس از سپاسگزارى از آنان ، به سوى سراپردهء ويژهء خويش رهسپار گرديد .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: انصارى
ص٣٦١