اما در اين گونه قربانىها اصولًا شرط مىگرديد كه حيوان سالم باشد از هر گونه عيب و نقصى مبرا باشد . در صورتى كه هر انسان قادر به تقديم اين گونه قربانىها از انواع چهار گانه نمىبود ، به يكى از پرندگان اكتفا مىنمود .
اما قربانى نزد مسيحيان تنها منحصر در گوشت مسيح و خون آن است كه به وسيلهء كاهن به صورت نان و شراب در اختيار افراد قرار داده مىشود . هنگامى كه عبادت بتها و ستارگان در ميان مردم منتشر گرديد ، قسمتى از گياهان مزرعهء خود را به آنان اختصاص دادند و آنها را در كنار مجسمههاى الهههاى خود به آتش كشيدند . سپس كم كم سنت استفاده از گياهان عطرى ، مانند : عود و عنبر و جز اينها از شاخههاى درختان عطر معمول گرديد و استفاده آن در جشنهاى دينى با گونههاى مختلف مرسوم گرديد .
يونانيان قديم درقربانىهاى خود نمك اضافه مىكردند و آن را رمز دوستى به شمار مىآوردند و همچنين اينكار بهعنوان شعارى براى پذيرايى از ميهمان نيز به شمار مىآمد .
آنان نمك را به همراه دانههاى گندم در سبدى مىگذاشتند و در مقابل ميهمانان خويش تعارف مىكردند . به نظر مىرسد كه برخى از مصريان هم اكنون نيز در اجتماعات خود نمك را به همراه دانههاى گندم بر سر ميهمانان پخش مىكنند كه اين كارشان احتمالًا از همين سنت برگرفته شده است . همچنان كه اين كار را در هفتهء ميلاد نيز به كار مىبرند .
اما رومىها همواره قربانىهاى فراوانى را به الهههاى خود تقديم مىداشتند و حاضرين هم به عنوان تبرك از گوشت آنها استفاده مىكردند . مقدارى از گوشت باقى مانده اين قربانىها را نيز در ميان افراد خانواده و نزديكان خود كه در آن مجلس حضور نداشتند ، تقسيم مىنمودند . هم اكنون اين عبادت در ميان حاجيان هندى و جاوهاىهاى مسلمان نيز باقى مانده است . كاهنهاى رومى به هنگام تقديم قربانىها ، به وسيلهء شاخههايى از « درخت غار » بر سر حاضرين مخلوطى از آب و عسل را مىپاشيدند .
كم كم اين سنت پيشرفت نمود و از آن پس بر سر حاضرين در اجتماعات خويش گلاب مىپاشيدند . اين سنت تا كنون نيز ادامه داشته و در اجتماعات گوناگون مذهبى هم از آن استفاده مىشود .
تقديم قربانى حيوانات براى الههها و بتها در برخى از مليتها مرسوم بود و گاهى
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: انصارى
ص٣١٦