شده ، پنهان گرديده است . اين اعتقاد تا كنون در ميان مردم مكه باقى مانده است ! در صورتى كه ادعا مىكردند كه اين علفها بر اساس حادثهاى طبيعى روييده شده و حضرت ابراهيم مخصوصاً اين جايگاه را براى قربانى كردن هديهء خود انتخاب كرده بود بهتر به نظر مىرسيد ، زيرا خون فرزندش بر روى آن بغلتد و صداى او در آسمانها طنين افكند كه اين چنين در كمال اطاعت و بندگى خداوند فرمان خدا را به اجرا گذاشته است .
در نزديكى اين غار گروهى از حاجيان هندى با اعتقادات بىاساسى كه داشتند ، فرش پهن مىكردند و يا خيمههايى برپا مىساختند و قطعههايى از گوشتهاى قربانى را بر روى آن ريگها و سنگ خشك مىكردند و به عنوان هديهء مبارك و مقدسى به سرزمين خود هندوستان مىبردند تا آن را ميان عزيزان خود تقسيم نمايند .
. . .
تصويرى از منا و خيمههاى آن
گمان مىبرم كه اين عادت و سنتى كهن است كه در ميان عربها هم بوده است و
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: انصارى
ص٣١٩