بنابراين نتيجه اين شد كه همهء گروهها از تبرك جستن به آن محروم نگرديدند . در برابر اين قطعه سنگ و در قسمت شمالى آن ، صخرهء ديگرى ديده مىشود كه در كنار حصار رومىها واقع شده است و گفته مىشود كه حضرت مسيح عليه السلام براى ديدن صخرهء بيت المقدس بر روى اين سنگ نشسته است ؛ دروازهء اين حصار در ايام ويژهاى به روى زايرين گشوده مىشود .
همچنين در « كليساى قيامت » سنگهاى فراوان ديگرى وجود دارد كه گاه در حد تقديس قرار گرفته است كه از آن ميان سنگ « نصف دنيا » را كه در ميانهء مجسمهء رومىها ديده مىشود ، مىتوان نام برد و سنگ « مغسل » را كه ادعا مىكنند حضرت مسيح را بر روى آن غسل دادهاند و سنگ « كأس » كه جبرئيل آن را براى حضرت مسيح عليه السلام نازل فرموده و در كنار وى قرار داده است .
و نيز « عمود الجلد » كه ستونى بوده و ادعا مىكنند كه دشمنان حضرت مسيح عليه السلام را به آن بستهاند و تازيانه زدهاند و « حجر الأكليل » يا سنگ أكليل كه معتقدند حضرت مسيح عليه السلام را بر روى آن نشانيدهاند و تيغهاى آزار دهندهاى را بر سر او قرار دادهاند . در « بيت اللحم » نيز تعداد فراوانى از اين گونه سنگهاى مقدس نزد مسيحيان وجود دارد . از ديگر سنگهاى مقدس كه نزد يهوديان و مسيحيان و مسلمانان به يك اندازه مورد احترام است ، « صخرهء » بيت المقدس است كه اين صخره محل اداى قربانى حضرت ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، داود ، سليمان و ديگر پيامبران بنى اسرائيل عليهم السلام بوده است و همچنين پيش از كعبه قبله گاه مسلمانان نيز به شمار مىآورده است . سپس « صخرهء ايوب » پيامبر است كه در دهكدهء « شيخ سعد » در مسير راه آهن ميان « مزيريب » و « شام » قرار گرفته است و مردم انبوهى از سرتاسر جهان از نژادهاى گوناگون و مذاهب مختلف براى زيارت و تبرك جستن بدان ، رو به سوى آن مكان مىآورند . بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه تمامى سنگهاى ياد شده هيچكدام در حد ذات سنگ مورد احترام و تقديس قرار نمىگيرند ، بلكه به علت علاقه و ارتباط آن سنگ با شخص و يا مكان محترمى ، ارج گذاشته مىشود . پس « حجر الاسود » كه از سوى حضرت ابراهيم عليه السلام بر كعبه نصب شده ، ممكن است جهت يادگار فرمان الهى به او و براى بالا بردن قواعد و پايههاى اين بيت
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: انصارى
ص٢٩٢