و چهار و چهل و پنج از صحاح سى و يك از سفر تكوين مراجعه شود ) . همچنين سنگى را كه حضرت موسى عليه السلام در كنار كوه به عنوان يادگارى از نوشتن كلام خدا برپاساخت ، مىتوان ياد كرد ( به آيه چهارم از صحاح بيست و چهارم از سفر خروج مراجعه شود ) و نيز به دوازده سنگى كه از سوى « يشوع » به عنوان يادگار عبور « أسباط » از رود اردن با « تابوت عهد » به وجود آورد ، مىتوان ياد نمود « 1 » .
مصريان نيز سنگهاى بزرگى را در گردشگاهها و جز اينها به عنوان يادآور حوادث تاريخى بزرگ خود برپا مىنمودند ، به طورى كه كشورهاى پيشرفته نيز از آنان پيروى كرده و مجسمهها و يادبودهايى از برجستگان ملت خود را در ميدانها و نقاط حساس برپا كردهاند . هم اكنون در كشورهاى اروپايى كمتر ميدانى وجود دارد كه خالى از اين يادگارها باشد .
تمامى دولتها و حكومتهاى قديم نيز به وسيلهء سنگ ، حدود و مرز مملكت خويش را تعيين مىكردند . استفادهء سنگ براى تعيين حدود ملكى افراد تا آنجا پيش رفت كه هم اكنون به كار بردن كلمهء سنگ براى حدود ، اصطلاحى مشهور گشته و همگى ملزم به احترام آن حدود مىباشند .
يهوديان تاكنون قطعهاى از ديوار حصار مسجد الاقصى - از سمت قبله - را كه بدان « براق » مىگويند ، تقديس مىنمايند . اين قطعه ديوار ، داراى طولى به مقدار چهل و هشت متر و ارتفاع دو متر است و به ادعاى آنان اين قسمت تنها قسمت باقى مانده از حصار اصلى است كه از سوى حضرت سليمان عليه السلام ساخته شده است . اين ديوار به وسيلهء « بخت النصر » و « سنحاريب » و ديگر پادشاهان آشورى و رومى منهدم و ويران گرديد .
يهوديان در سال دو بار به اين منطقه روى مىآوردند و در آنجا حج مىگزارند . آنها به ويژه در عيدى كه به آن « عيد الدجاج » ( / عيد قربان ) مىگويند در كنار ديوار ياد شده جمع مىگردند .
يهوديان بيت المقدس ، همه روزه به ويژه در عصر روز جمعه به همراه بزرگان
هامش
( 1 ) . ر . ك : آيهء نهم از صحاح چهارم از سفر يشوع .