مذهبى خود ، به كنار اين حصار مىآيند و در حالى كه سنگهاى آن را استلام مىكنند ، با ديدگانى اشكبار و قلبى محزون به درگاه خدا مىنالند و درخواست بازگشت عظمت به سرزمين خود اورشليم را مىنمايند . احترام به اين سنگها در نزد يهوديان به آنجا رسيده است كه هيچ گاه به خانهاى در بيت المقدس قدم نمىگذارند و هيچ گاه از در آن به درون وارد نمىگردند ، زيرا بيم آن دارند كه شايد پاى خود را بر سنگى از سنگهاى معبد قديمى خود كه به طور تصادفى به اين نقطه آورده شده باشد بگذارند ! آنان نيز قسمتى از حصار « منارهء مكفيله » را كه آرامگاه حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب عليهما السلام در آن مكان يعنى « حبرون » واقع شده است ، تقديس مىكنند . يهوديان هر جمعه شب به كنار آن مناره مىآيند و پس از خواندن نماز و تضرع ، از درگاه الهى برگشتن به سرزمين بنى اسرائيل را استغاثه مىكنند .
مسيحيان نيز سنگهاى بسيارى را مقدس مىشمارند كه از ميان آن سنگها تعداد بسيارى در بيت المقدس واقع شده است . گاهى اين تقديس نزد مسيحيان تا حد افراطى پيش رفته است كه از آن ميان مىتوان به قطعهء سنگى كه در زير « قبة الصعود » قرار دارد اشاره نمود . روى اين قطعه سنگ ، جاى پايى وجود دارد كه مىگويند : اثر پاى حضرت مسيح عليه السلام است كه به هنگام صعود وى به آسمان بر آن نقش بسته است و اين جانب اين سنگ صاف را مشاهده كردم كه به علت لمس فراوان مسيحيان و بوسيدن آن جايگاه اين اثر در حال از بين رفتن مىباشد . در پايين « جبل الزيتون » « 1 » از ضلع غربى در ادامهء « وادى سدرون » كه عموم مردم بدان وادى مريم مىگويند . قطعه سنگى در خارج از حصار كليساى روسيهء شمالى قرار دارد كه در آن پستى و بلندى ديده مىشود ، مردم مىگويند :
حضرت مسيح به هنگام فرود از طور زيتا ( / جبل الزيتون ) به شهر بر آن تكيه كرده است .
كليساى روسيه تصميم گرفت كه اين سنگ را به درون كليساى خود منتقل نمايد كه ناگهان در اثر پخش خبر اين تصميم ، غوغاى فراوانى از سوى ديگر گروهها به راه افتاد كه اگر اين منطقه را براى استفادهء عموم اختصاص نداده بودند . فتنهء عظيمى برپا مىگرديد ؛
هامش
( 1 ) . كوه زيتون