مسكونى ، براى تبرك و شفا ارسال مىنمايند .
لازم به تذكر است كه پس از به وجود آمدن راه آهن از « يافا » به بيت المقدس ، بر تعداد حاجيان بيت المقدس نيز افزوده گرديد .
عربها نيز بيست و پنج قرن پيش به سوى كعبه آمدهاند و مراسم حج را به جاى مىآوردهاند . زيرا آنان با توجه به اختلاف دينى و مذهبى و الهههاى خود ، همگى در اعتقاد به اين كه كعبه بيت اللَّه است ، مشترك بودهاند .
آنان همه ساله به سوى كعبه رو مىآوردند و بدون آن كه گروهى آن را فقط از آن خود بپندارد برگِرد آن طواف مىكردند . عربها همگى معتقد بودند ، كه كعبه خانه خداست كه او خداى همهء جهانيان مىباشد .
و با توجه به اين كه اكثريت آنان بت پرست بودند ، ليكن هيچگاه مجسمه و ساختمان كعبه ، مورد پرستش آنان قرار نگرفته است . اما گاه به نام « عبدالكعبه » در تاريخ برخورد مىنماييم مثلًا ابوبكر ابتدا نام عبدالكعبه را بر خود داشت كه پس از اسلام از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله به عبد اللَّه تغيير داده شد ليكن اين گونه نامگذارى ، تنها براى تجليل و احترام كعبه بوده است ، همچنان كه تسميهء عبدالنبى كه مشابه آن است در ميان مسلمانان به كار مىرفته است . با آن كه در اين مورد از سوى دين كراهت وارد شده است . همچنين شنيده نشده است كه حجر الاسود با احترام ويژهاى كه براى آن قايل مىباشند ، مورد پرستش آنان قرار گرفته باشد . آنان اعتقاد داشتند كه حجر الاسود از آسمان نازل گرديده است همچنان كه فقهاى ما نيز بر اين عقيده مىباشند ، ليكن ما نمىدانيم كه اين سنگ ، قطعهاى از شهابهاى آسمانى بوده كه به زمين آمده و يا از راه ديگر نازل گرديده است .
به هر صورت اين سنگ داراى جايگاه ويژهاى نزد عرب بوده است . به طورى كه به هنگام جنگ ميان « أياد » و « مضر » از بنى نزار حجر الاسود در دست أياد قرار گرفت . وى آن را از جايگاهاش خارج ساخت و در كنار كوه « ابوقبيس » مدفون گردانيد . در اين ميان زنى از « خزاعه » جريان پنهان كردن سنگ را نظاره مىكرد وى قوم خويش را آگاه نمود .
« خزاعيان » كه از محل پنهان شدن حجر الاسود با خبر گرديدند با مضر شرط بستند در صورتى كه حجر الاسود را پيدا كنند و به جايگاه آن بياورند ، ولايت خانه را در به
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: انصارى
ص٢٨٨