هنگام ، ميزان مسرّت و خوشحالى صاحب كبوتر را نمىتوان توصيف نمود .
كبوتران داراى نامهاى گوناگونى مانند : « جزغندى » ، « ريحانى » ، « مزرزر » ، « قزازى » ، « ابلق » ، « عنبرى » ، « غزار » ، « قشاقى » و . . . بودند .
كبوترپرانى كار فقط ثروتمندان نبوده بلكه بيشتر از سوى فقرا و تنگدستانى صورت مىگرفت كه نوعاً وقت گرانبهاى خود را بدين كار سپرى مىكردند ، در حالى كه خانوادهء آنها نيازمند كمترين امكانات زندگى بودند .
اينجانب در باغ اندرونى كاخ « يلدز » پس از خلع سلطان عبدالحميد ( عثمانى ) خانهاى وسيع را ملاحظه كردم كه در آن انواع مختلفى از كبوتران كه برخى از زيبايى زايد الوصفى در خلقت برخوردار بودند ، قرار داشت . ظاهراً نامبرده روزهاى واپسين خويش را به هنگامى كه در زندان به سر مىبرد با آنان سپرى مىكرد تا اينكه با خودكشى به زندگى خويش پايان داد .
حج
حج در لغت به معناى قصد است و مرد محجوج يعنى به مقصود رسيده . در اصطلاح مسلمانان ، حج به معناى قصد مكه كردن و انجام مناسك آن در زمانى مخصوص از هر سال قمرى مىباشد . واحد آن حجه است و بر سال نيز اطلاق مىگردد .
به عنوان مثال وقتى گفته مىشود : عمر اين كودك هفت حجج است به معناى اين است كه عمر او هفت سال مىباشد .
حج در ميان بشر داراى سابقهاى بس كهن بوده است ، بدين صورت كه هر گروهى تنها به عنوان مراسم دينى صرف آن را به انجام مىرسانده است . گو اين كه اين اجتماع خالى از منافع دنيوى نيز نبوده و در پايان علاوه بر استفادهء مادى بشر ، سطح معلومات فرهنگى آنان را نيز گسترش مىداده است . مصريان در چهل قرن پيش حج مىگزاردهاند و مجسمههاى معبود خود « ايزيس » را در شهر « سايس » ( صا ) و « فتاح » را در « منفيس » و