تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
فضاى حرم نيز محسوب مىشود . بنابراين آنچه كه ملاحظه مىگردد در تمام ابعاد حرم در جهات سه گانه نخستين ، عمران و آبادى وجود دارد كه هر گاه كسى قصد شرى را بر مكه داشته باشد و از آن حدود وارد گردد ، ساكنين آن ، خود را آماده جنگ با وى كرده و از ورود آن به منطقهء حرم جلوگيرى مىكنند . اما سمت غربى آن كه در سوى دريا واقع شده و خالى از سكونت قبيله‌ها هم مىباشد بدليل وجود دريا از دشمن ترسى نيست ، بنابراين حد حرم از « تنعيم » كه مكانى در فاصلهء پنج كيلومترى مكه مىباشد - قرار داده شده است . با اين سخن ، ميقات احرام ، به مكان ملاقات شخصى با پادشاهى از پادشاهان بىشباهت نمىباشد . كه در اين مكان در كمال ادب و متانت به سوى ملاقات با او گام برمىدارد ، آن چنان كه تصور نمايد در فضاى ديد او قرار دارد و صداى او هم شنيده مىشود كه شبيه بدان را در « طوب سراى » آستانهء عليّه ملاحظه كردم . سنگى به ابعاد مختلف تا كنون در فضاى داخلى اين كاخ و در محلى كه ويژهء جلوس سلاطين آل عثمان در زمان حال بوده قرار داشته است و شخص وارد بر سلطان از امرا يا سفرا در صورتى كه به هر يك از سنگ‌هاى ياد شده نزديك مىگرديد ، سلامى مخصوص را انجام مىداد تا اين كه به نزديكى شاه مىرسيد و آن وقت زمين مقابل وى را مىبوسيد . در دوران جاهليت ، مردم فراوانى از تمامى سرزمين‌هاى عربى و غير از آن ، براى انجام حج به سوى كعبه رهسپار مىگرديدند . در آن هنگام ماه‌هاى حج در نزد آنان عبارت بود از : شوال ، ذى القعده و ذى الحجه . بنابراين ماهى را كه در آن مناسك حج به جا آورده مىشد ذى الحجه بود ، و ماه پيش از آن را به علت حركت به سوى كعبه و نيز ماه بعد از آن را حاجيان به سوى ديار خويش باز مىگشتند و به اين جهت كه خودشان و اموالشان در امان قرار گيرند اين ماه‌ها را ، ماه حرام به شمار مىآوردند . به همين مناسبت ، اين نام گذارى بر نام ماه‌هاى ياد شده نيز اثر گذاشت به طورى كه ذى القعده ، ذى الحجه و محرم را به عنوان حرمت جنگ و خونريزى ، ماه‌هاى حرام ناميده بودند . همچنين ماه رجب را نيز ماه حرام شمرده و بدان « شهر اللَّه الأصمّ » مىگفتند . يعنى ماهى كه در آن صداى اسلحه و صداى كمك و استغاثه شنيده نمىشود . حال آيا رجب همين ماه كنونى تقويم قمرى است ، چنان كه نزد « مُضَرِيان » بوده
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 238 | انصارى / محمد لبيب البتنوني