همواره عدهاى از « بنى كنانه » كه معروف به « قلامس » بودند ، عهدهدار امر تأخير ماهها بودند و براى نخستين بار قبيلهء « مضر » انساء ماهها را در قرن دوم يا سوم پيش از هجرت آغاز نمودند . آنان اين كار را تنها در پايان دو ماه محرم و رجب انجام مىدادند :
پس آنها محرم را به صفر و يا رجب را به شعبان تاخير مىانداختند كه در اين حال شعبان را رجب و پس از آن را شعبان و ماه بعدى را رمضان قرار مىدادند و اين چنين تمامى ماههاى سال را به تأخير مىانداختند .
شاعر آنان در اين باره چنين سروده است :
ألسنا الناسئين على معد * شهور الحلّ نجعلها حراما
با اين كار سال قمرى هر سى سال يك بار تقريباً به گردش در مىآمد . در سال دهم هجرى ماههاى سال قمرى گردش كرده و در جاى اصلى و طبيعى خود از فصلهاى سال قرار گرفته بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام « خطبهء وداع » در عرفات ، در آن سال بدين نكته اشاره فرموده و گفتند : « اى مردم همانا گردش روزگار چنان گرديده است كه مطابق است با روزى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده است . » و در اين سال بود كه خداوند به تأخير انداختن ماهها را حرام نمود . در اين باره خداوند مىفرمايد :
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً
« 1 »
.
عرب همواره ماه رجب را به علت جدايى اين ماه از ديگر ماههاى حرام ، « فرد » مىخواند و گاه رجب را براى حج اصغر « 2 » يعنى عمره به كار مىبردند و تا كنون نيز حج رجبى ميان آنان معمول مىباشد و در مصر نيز هم اكنون در آمار نوزادان به كار مىرود كه مىگويند : كودك متولد رجبى است يعنى كوچكتر .
ماههاىحرام نزد « غطفان » هشتماه در سال بود كه بدان « بَسْل » ( به فتح باء و سكون سين ) به معناى تحريم گفته مىشد . در اين باره « اعشى بنى قيس » به آنان گفته است :
هامش
( 1 ) انفال ، 37
( 2 ) در تفسير آلوسى به هنگام سخن درباره اين آيه« الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ »آمده است كه منظور حج اكبراست و حج اصغر همانا عمره مىباشد .