تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اين نكات و قطع نظر از اينكه حاجيان ميهمان خدا و در شهر حرام او قرار دارند مردمان مكّه با ديدى كه بايد به حاجيان نگريسته شود ، نمى نگرند چرا كه همين حاجيان حداقل از نظر اقتصادى مصدر حيات و زندگى مردم مكّه به شمار مىآيند ، ليكن آنان همواره با ديده اى حقارت آميز و همراه با توهين به اين افراد مىنگرند و در معاملهء با آنان رفتارى ناشايست دارند و آنچنان بد برخورد مىنمايند كه گويى مال و ثروت حاجيان هم از ايشان مىباشد و در اين باره نيز گفته هايى را هم بين خود رد و بدل مىكنند كه : « حاجى رزقى براى مردمان حرمين است و رزقِ حاجى بر عهدهء خدا است ! » گويا اين معاملهء زشت در آن زمانِ بد و دشوار ، يعنى دورانِ استبداد ، قرار داشته كه مطوفين حاجيان ثروتمند را در بازارِ مزايده قرار مىداده‌اند تا اينكه در پايان نصيب يكى از آنان مىگرديد ه است همچنانكه براى بعضى از بازرگانان مصرى نيز در سال 1326 هجرى چنين اتفاق افتاد . ولا حول ولا قوة الا باللَّه ! ! مكّه داراى آب و هواى گرم و كم باران است ، ليكن با اين حال در نتيجهء بارش زياد باران بر كوههاى بلند اطراف طائف ، سيل‌هاى فراوانى به سوى اين شهر سرازير مى گردد و مكّه را در مىگيرد . عمربن خطاب به همين مناسبت ، در شمال مكّه موانعى را در آبراه سيل بوجود آورد تا بتوانند از ورود سيل به اين شهر جلوگيرى نموده و آب را به سمت شرق مكّه به طرف « مسفله » « 1 » و به سوى آبگيرى وسيع در سمت جنوب كه بدان « بركة ماجن » گفته مىشود منحرف نمايد و در آنجا از اين آب بهرهء كشاورزى مىبردند و تا كنون نيز اين سيل‌ها زيانِ فراوانى را به افراد و ساختمانهاى مكّه وارد ساخته‌اند . جريان هواىِ مكّه گاه در يك ساعت چندين بار تغيير مىكند و به همين مناسبت مكيان مىگويند : « خداوند هفتاد نوع هوا خلق نمود ، شصت و نه گونه هوا را در مكّه قرار داده و يك هواى باقيمانده را قسمتِ بقيهء جهان نمود » ؛ زيرا جريان هوا در آسمان شهر و ميان كوههاى اطراف آن همانند گردابى است كه بر روى آب مىچرخد و به گردش در مىآيد .
هامش
( 1 ) . پائين شهر مكه .