تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
غالباً بادبان آن از نوع حصير بود و صاحبان آنها همواره تعداد زيادى از حاجيان را اضافه بر گنجايش آن نيز سوار مىكردند ، كه تعداد زيادى از آنان به همين علّت در ميانه دريا به همراه تمام حاجيانى كه بر آن سوار بودند ، غرق مىگرديدند و در نتيجهء طمع اشرار جان مسلمانان از ميان مىرفت . در اين ميان افرادى كه عمر آنان كفاف مىداد ، زمانى حدود دو هفته را در ميان دستورات ناخدا و وزيدن باد و تلاطم دريا و محنت‌هاى گوناگون مىگذرانيدند و به جدّه مىرسيدند . « ابن‌جبير » اندلسى در سال 579 هجرى از اين راه به سوى حج حركت كرده بود . وى فاصلهءميان قاهره و جدّه را در دو ماه و نيم طى كرد ، آن ايام را با مشقّتى فراوان و لحظاتى هولناك آنچنانكه در سفرنامهء خويش آورده است ، گذرانيد . در سال 725 هجرى نيز « ابن بطوطه » از مصر به « عيذاب » آمد ليكن در آن سال به علّت حادثه‌اى كه بين تركان و عربهاى « بجاة » اتّفاق افتاده بود ، كليهء كشتىهاى لنگرانداخته در اين بندر آتش گرفته بود ، بنابراين نامبرده نتوانست خود را به جدّه رسانيده ناگزير از آن جا به سوى مصر و سپس به سرزمين شام و در پايان به بغداد مراجعت كرده و به همراه « محمل عراقى » در سال بعد ، به مكّه سفر نمود . در اين دهكده دو حاكم سكونت مىكردند : نخست حاكمى بَدَوى از سوى بزرگِ قبايل « باجه » و ديگرى از سوى حاكم مصر بود . اين دو بعنوان ماليات عبور از اين گذرگاه از هر حاجىِ مغربى ده جنيه و از ساير حاجيان هفت جنيه دريافت مىداشتند كه در پايان درآمد خويش را ميان خود و امير مكّه تقسيم مىنمودند ؛ اين ماليات همچنان پابرجا بود تا اينكه « صلاح‌الدين ايّوبى » در سال 590 هجرى در دوران شريف « مكثر بن عيسى » آن را باطل كرده و مقررى جديدى از سوى خود براى آنجا جايگزين نمود ؛ سپس اشراف مجدداً اين رسم رامعمول داشتند بطوريكه از هر حاجى به هنگام ورود به مكه مالياتى دريافت مىكردند تا اينكه از سوى ملك « ناصر محمد بن قلاوون » شخص شريف « عطيفه بن ابىنمى » را در سال 721 هجرى وادار به ابطال آن ماليات نموده و در عوض به ارزش آن ماليات مقدارى گندم را همه ساله براى او به مكه ارسال مىداشت . راه ميان « قفط » و « قصير » به زمانى بس قديم باز مىگردد . زيرا اين راه بوسيله
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 116 | انصارى / محمد لبيب البتنوني