89
لا تردّ على النّاس كلّما حدّثوك فكفى بذلك : هر چه مردم براى تو مى گويند در صدد ردّ آن بر ميا كه براى ابلهى همين بس .
90
لا تذكر الموتى بسوء فكفى بذلك اثما : مردگان را به بدى ياد مكنيد كه براى گناه همين كافى است .
91
لا ترغب فيما يفنى و خذ من الفناء للبقاء آرزومند چيزى كه فانى شدنى است مباش و از جهان نابود شدنى براى سراى بودنى توشه بردار .
92
لا تعمل شيئا من الخير رياء و لا تتركه حياء : برخى كارهاى خير را از روى ريا بجا ميآر و آن را از روى شرم و حيا كنار مگذار ( و از نكوهش كسى مترس .
93
لا تحلم عن نفسك اذا هى اغوتك : وقتى كه نفس تو را گمراه كردن خواست از وى در مگذر ( و بر وى سخت گير ) .
94
لا تعص نفسك اذا هى ارشدتك : گاهى كه نفس تو را هدايت كردن خواست نافرمانيش مكن .
95
لا تثق بالصّديق قبل الخبرة : پيش از آزمايش بدوستت اعتماد مكن .
96
لا توقع بالعدوّ قبل القدرة : پيش از توانائى پيدا كردن با دشمن در نيفت و با وى ستيزه مكن .
97
لا ترم سهما يعجزك ردهّ : تيرى كه بر گرداندنش تو را ناتوان كند مينداز ( و سخن را پيش از انديشه مگوى ) .
98
لا تعتمد على مودّة من لا يوفى به عهده : بر كسى كه به پيمانش وفادار نيست تكيه مكن .
99
لا تحلنّ عقدا يعجزك ايثاقه : پيمانى كه باز كردنش ناتوانت دارد مبند .
100
لا توآدّوا الكافر و لا تصاحبوا الجاهل كفّار را دوست مگيريد و با نادان رفاقت مكنيد .
101
لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم پردهاى خويش را مدّريد نزد كسى كه باسرار شما دانا است .
102
لا تفضحوا انفسكم لتشفوا غيظكم و ان جهل عليكم جاهل فليسعه حلمكم براى فرو نشاندن آتش خشمتان خود را رسوا مسازيد و اگر نادانى در مقابل شما نادانى كرد بايد حلمتان آن را هموار سازد .
103
لا يستحينّ احد اذا سئل عمّا لا يعلم ان يقول لا اعلم : هر گاه يكى از شما چيزى را نداند مبادا