بر خشمت پيشى گيرد ( كه باعث زحمتت مىشود ) .
74
لا يبعدنّ هواك علمك : نكند كه هواى نفست علمت را دور كند ( و بدوزخت وارد نمايد )
75
لا تطمع العظماء فى حيفك : بزرگان را بواسطهء ستمكاريت در خودت بطمع مينداز ( زيرا كه وقتى ستمكارى تو بسيار شدم مردم طمع در مرگ تو مى بندند و براى نابوديت ساعت شمارى ميكنند ) .
76
لا تؤيس الضّعفآء من عدلك : زيردستان را از عدل خودت مأيوس مساز ( و با آنها كار بمساوات كن ) .
77
لا تصرّ على ما يعقّب الأثم : در كارى كه دنبال آن گناه است اصرار مورز .
78
لا تفعل ما يشين العرض و الأسم كارى مكن كه آبرو و نامت را معيوب سازد .
79
لا تضع من رفعه التّقوى : آن را كه تقوى بلندش داشته است خوارش مدان .
80
لا ترفع من رفعته الدّنيا : بلند مدان كسى كه دنيا بلندش كرده است .
81
لا تقلّ ما يثقل وزرك : چيزى كه گناهت را سنگين سازد سبك مشمار .
82
لا تفعل ما يضع قدرتك : كارى كه پايهات را پائين آرد مكن .
83
لا تكونوا لنعم اللّه سبحانه عليكم اضدادا : دشمن نعمتهاى خداوند سبحان مباشيد ( و كفران نكنيد ) .
84
لا تكونوا لفضل اللّه سبحانه عليكم حسّادا : بر فضل خداوند سبحان رشك ، برندگان مباشيد .
( و بر كسانى كه مورد لطف خدايند حسد مورزيد ) .
85
لا تخافوا ظلم ربّكم بل خافوا ظلم انفسكم : از ستم پروردگارتان نترسيد بلكه از ستم نفوس خودتان بيمناك باشيد ( اين نفس ستمگر است كه انسان را بيچاره مى سازد )
86
لا يغلب الحرص صبركم : نكند كه حرص صبر شما را از بين ببرد .
87
لا تنسوا عند النّعمة شكركم : بهنگام نعمت سپاسگذارى خود را ( از خدا ) فراموش مكنيد .
88
لا تكرهوا سخط من يرضيه الباطل كسى كه باطل او را خوشنود مى سازد شما از خشم آمدن آن دلگير نباشيد ( و داخل آدمش مشماريد )