تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
كه فرمايد هر گاه از كارى ترس دارى فورى داخلش شو اذا هبت امرا فقع فيه ) .

114

لا تستحيى من اعطاء القليل فانّ الحرمان اقلّ منه : از بخشيدن و لو كم شرم مدار كه نا اميد كردن سائل از آن كمتر است .

115

لا تستكثرنّ الكثير من نوالك فانّك اكثر منه : عطاى بسيار خويش را بسيار مشمار كه خودت از آن بزرگترى .

116

لا تسرّ الى الجاهل شيئا لا يطيق كتمانه : رازى را كه نادان توانائى نگهداريش را ندارد بوى مسپار .

117

لا تردّ السّآئل و صن مروّتك من حرمانه سائل را ردّ مكن و مردانگيت را حفظ كن از نا اميد كردن او ( و او را كامروا باز گردان ) .

118

لا تسيء اللّفظ و ان ضاق عليك الجواب لفظ و سخن را زشت ادا مكن گو اين كه پاسخ بر تو تنگ گيرد .

119

لا تصرم اخاك على ارتياب و لا تهجوه بعد استعتاب : با پديد آمدن گمانى بد از برادرت مبر و پس از سرزنش كردن از وى دورى مكن .

120

لا تعتذر الى من لا يحبّ ان يجد لك عذرا : از كسى كه دوست ندارد كه براى تو ( در خودش ) راه عذرى پيدا كند عذر خواهى مكن ( و آبروى خود را حفظ كن ) .

121

لا تقولنّ ما يوافق هواك و ان قلته لهوا او خلته لغوا فربّ لهو يوحش منك حرّا و لغو يجلب عليك شرّا . سخنى كه طبق ميل و دلخواه تو است مگوى اگر چه آن را بدون اراده از روى لهو و سرسرى گوئى و پندارى زيرا بسيار افتد كه يك سخن سرسرى آزاد مردى را از تو برنجاند و با يك حرف بيهوده كه بدى را بسوى تو بكشاند .

122

لا تمسكنّ بمدبر و لا تفارقنّ مقبلا : بدبخت را دست بدامان در مزن و از نيكبخت جدا مشو ( و همواره با نيكان بياميز ) .

123

لا تظنن بكلمة بدرت من احد سوء و انت تجد لها من الخير محتملا : با يك كلمه كه بناگاه سر مى زند در بارهء هيچكس كمان بد مبر در صورتى كه احتمال خوبى در آن كلمه مى دهى و از خير جائى برايش مى يا بى .

124

لا تجعلنّ للشّيطان فى عملك نصيبا