كه فرمايد هر گاه از كارى ترس دارى فورى داخلش شو اذا هبت امرا فقع فيه ) .
114
لا تستحيى من اعطاء القليل فانّ الحرمان اقلّ منه : از بخشيدن و لو كم شرم مدار كه نا اميد كردن سائل از آن كمتر است .
115
لا تستكثرنّ الكثير من نوالك فانّك اكثر منه : عطاى بسيار خويش را بسيار مشمار كه خودت از آن بزرگترى .
116
لا تسرّ الى الجاهل شيئا لا يطيق كتمانه : رازى را كه نادان توانائى نگهداريش را ندارد بوى مسپار .
117
لا تردّ السّآئل و صن مروّتك من حرمانه سائل را ردّ مكن و مردانگيت را حفظ كن از نا اميد كردن او ( و او را كامروا باز گردان ) .
118
لا تسيء اللّفظ و ان ضاق عليك الجواب لفظ و سخن را زشت ادا مكن گو اين كه پاسخ بر تو تنگ گيرد .
119
لا تصرم اخاك على ارتياب و لا تهجوه بعد استعتاب : با پديد آمدن گمانى بد از برادرت مبر و پس از سرزنش كردن از وى دورى مكن .
120
لا تعتذر الى من لا يحبّ ان يجد لك عذرا : از كسى كه دوست ندارد كه براى تو ( در خودش ) راه عذرى پيدا كند عذر خواهى مكن ( و آبروى خود را حفظ كن ) .
121
لا تقولنّ ما يوافق هواك و ان قلته لهوا او خلته لغوا فربّ لهو يوحش منك حرّا و لغو يجلب عليك شرّا .
سخنى كه طبق ميل و دلخواه تو است مگوى اگر چه آن را بدون اراده از روى لهو و سرسرى گوئى و پندارى زيرا بسيار افتد كه يك سخن سرسرى آزاد مردى را از تو برنجاند و با يك حرف بيهوده كه بدى را بسوى تو بكشاند .
122
لا تمسكنّ بمدبر و لا تفارقنّ مقبلا : بدبخت را دست بدامان در مزن و از نيكبخت جدا مشو ( و همواره با نيكان بياميز ) .
123
لا تظنن بكلمة بدرت من احد سوء و انت تجد لها من الخير محتملا : با يك كلمه كه بناگاه سر مى زند در بارهء هيچكس كمان بد مبر در صورتى كه احتمال خوبى در آن كلمه مى دهى و از خير جائى برايش مى يا بى .
124
لا تجعلنّ للشّيطان فى عملك نصيبا