تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
و على نفسك سبيلا : در كار خودت براى شيطان بهرهء باقى مگذار و او را بر خودت راه مده

125

لا تتكلمنّ اذا لم تجد للكلام موقعا : وقتى كه براى سخن جائى نمى بينى خاموش بنشين .

126

لا تبذلنّ ودّك اذا لم تجد له موضعا : وقتى كه براى دوستى جائى نمى بينى آن را به كار مبند .

127

لا تعدنّ صديقا من لم يواس بماله : آن كس كه با مالش با تو مواسات نمى كند دوستش مشمار .

128

لا تعدنّ غنيّا من لم يرزق ماله : كسى كه مالش را به ديگران نمى خوارند توانگرش مشمار ( كه فقيرى بدبخت بيش نيست ) .

129

لا تستصغرنّ عندك الرّأى الخطير اذا اتاك به الرّجل الحقير : وقتى كه مردى كوچك براى تو رأى بزرگ زد آن را كوچك مشمار .

130

لا تردّنّ على النّصيح و لا تستغشّنّ المستشير : سخن شخص را پند گو را ردّ مكن و با كسى كه مشورت ميكنى خيانت روا مدار .

131

لا تزدرينّ العالم و ان كان حقيرا : عالم را عيبناك مكن اگر چه ( در نزد مردم ) خوار و كم رتبه باشد

132

لا تعظمنّ الأحمق و ان كان كبيرا : ابله را بزرگ مدان اگر چه ( در چشم مردم ) بزرگ باشد .

133

لا تبسطنّ يدك على من لا تقدر على دفعها بر كسى كه توانائى دفع وى را ندارى دست و بازو مگشاى .

134

لا تسرعنّ الى ارفع موضع فى المجلس فانّ موضع الّذى ترفع اليه خير من الموضع الّذى تحطّ عنه : در مجلسى كه وارد مى شوى بسوى بالاترين جاى مشتاب زيرا جائى كه در آن بالا برده شوى ( و ديگران بيايند و زير دست تو بنشينند ) بهتر است از جائى كه بنشينى و ديگران از آن جايت به پائين برانند .

135

لا تظلمنّ من لا يجد ناصرا الّا اللّه : در بارهء كسى كه جز خدا يارى ندارد ستم مكن ( كه خدا دمار از روزگارت بر مى آورد ) .

136

لا تجعلنّ نفسك توكّلا الّا على اللّه و لا يكن لك رجاء الّا اللّه : از براى خودت جز بر خدا توكّل مكن و بجز از خدا از هيچكس اميدوار مباش .

137

لا يشغلنّك عن العمل للآخرة شغل فانّ المدّة قصيرة : بايد كه هيچ شغلى تو را از عمل براى آخرت مشغول نسازد زيرا كه دوران عمر بسى كوتاه است