85
ما ابعد الصّلاح من ذى الشّرّ الوقاح : چقدر دور است تقوا و شايستگى از كسى كه بسيار بى شرم و شرير است .
86
ما احسن الجود مع الأعسار : چه خوش است جود و بخشش در حال ندارى .
87
ما اقبح البخل مع الأكثار : چقدر زشت است بخل در حال دارائى .
88
ما احسن العفو مع الاقتدار : چه خوش است عفو و گذشت در حال قدرت .
89
ما اقبح العقوبة مع الاعتذار : چقدر زشت است كيفر كشيدن در حال عذرخواهى گنهكار
90
ما اكثر العبر و اقلّ الاعتبار : چه بسيار است پندها و چه كم است پذيرفتار پند .
91
ما عمّرت البلدان به مثل العدل : هيچ چيز مانند عدل و داد شهرستانها را آباد نمى كند .
92
ما حصّنت الأعراض به مثل البذل : هيچ چيز مانند بخشش آبروها را نگه نمى دارد .
93
ما شكرت النّعم به مثل بذلها : هيچ چيز به مثل نعمت بخشى شكر نعمت را بجا نمى آورد .
94
ما حصّنت النّعم به مثل الأنعام بها : هيچ چيزى همچون بخشيدن نعمت را نگهدارى نمى كند .
95
ما حرست النّعم به مثل الشّكر : هيچ چيزى بمانند سپاسگذارى نعمت را نگهبانى نمى كند .
96
ما حصل الأجز به مثل الصّبر : هيچ چيزى بمانند صبر اجر و ثواب را تحصيل نمى كند .
97
ما اشاع الذّكر به مثل البذل : هيچ چيزى مانند بذل و بخشش نام انسان را بلند و هويدا نگرداند .
98
ما اذلّ النّفس كالحرص و لا شان العرض كالبخل : هيچ چيزى همچون حرص انسان را خوار نكند و هيچ چيزى همچون بخل آبرو را معيوب نسازد .
99
ما اقبح الكذب بذوى الفضل : چقدر زشت است دروغ گفتن با اهل فضل و دانش .
100
ما اقبح البخل بذوى النّبل : چقدر زشت است بخل ورزيدن با راستان و بزرگان
101
ما امن المؤمن حتّى عقل : مؤمن تا خردمند نشود ايمان نياورده است ( چون شرط ايمان داشتن عقل است )
102
ما كفر الكافر حتّى جهل : كافر تا نادان نشود كافر نمى گردد .
103
ما بقى فرع بعد ذهاب اصل : پس از رفتن اصل ديگر فرعى باقى نمى ماند .