118
ما عقد ايمانه من بخل باحسانه : هر كه باحسانش بخل ورزد ( و آن را در بارهء ديگران اجرا نكند ) رشتهء ايمانش را استوار نبسته است .
119
ما هنأ معروفه من كثر امتنانه : آن كس كه بسيار منّت مى نهد نيكيش گوارا و قابل تحمّل نيست .
120
ما أمر اللّه سبحانه الّا و اعان عليه : خداوند سبحان انسان را مأمور هيچكارى نفرموده جز آنكه خودش انسان را بر آن كار يارى مى فرمايد .
121
ما نهى اللّه سبحانه عن شيء الّا و عفا عنه خداوند انسان را از هيچ چيزى نهى نفرموده جز آنكه از گناه آن مى گذرد ( اگر شخص گنهكار توبه كند و گر نه به حال كفر و عصيان بر خدا وارد شود و سزايش آتش است ) .
122
ما حصّل الدّول مثل العدل : هيچ چيزى مانند دادگرى دولت را تحصيل ننمايد .
123
ما اجتلب سخط اللّه سبحانه به مثل البخل : هيچ چيزى بمانند بخل خشم خدا را جلب ننمايد ( و اين بخل بخل بحقوق واجبهء خدا مىباشد ) .
124
ما امن باللهّ سبحانه من قطع رحمه : هر كه قطع رحم كند به خداوند سبحان ايمان ندارد .
125
ما ايقن باللهّ سبحانه من لم يرع عهوده و ذممه : آنكه عهد و پيمانهاى خود را رعايت نكند يقين به خداوند سبحان ندارد .
126
ما حفظت الأخوّة به مثل المواساة : هيچ چيزى بمانند برابرى برادرى را نگهدارى نمى نمايد ( آرى سهل انگارى در بارهء دوستان حتّى بيگانگان را يار و طرفدار انسان مىكند .
127
ما اقرب البؤس من النّعيم و الموت من الحيوة چقدر نزديك است سختى بآسايش و نعمت و مرگ بزندگى
128
ما اخلص المودّة من لم ينصح : آنكه پذيراى پند نيست دوستى را پاك و خالص نكرده است .
129
ما اكمل السّيادة من لم يسمح : آنكه جوانمردى ندارد بزرگى را تمام و كامل نكرده است .
130
ما افحش حليم : بردبار هيچگاه دشنام نمى دهد .
131
ما اوحش كريم : مرد بزرگوار كسى را بترس و بيم نيندازد .
132
ما جار شريف : مرد شريف و بلند پايه ستم نكند .
133
ما زنا عفيف : مرد پاكدامن زنا كار نمى شود .
134
ما اوقح الجاهل : نادان بسى بى شرم خواهد بود .
135
ما اقبح الباطل : چقدر زشت است ناحقّ و باطل .
136
ما عقل من بخل باحسانه : خردمند نيست آنكه باحسان و نيكيش بخل مى ورزد .