137
ما عقد ايمانه من لم يحفظ لسانه : آنكه زبانش را نگه نمى دارد رشتهء ايمانش را به خدا استوار نكرده است .
138
ما ظلم من خاف المصرع : آنكه از قبر مى ترسد ستم نكند .
139
ما غدر من ايقن بالمرجع : آنكه يقين ببازگشت بر پروردگار دارد خيانت و بيوفائى نمى كند .
140
ما اختلف دعوتان الّا كانت احداهما ضلالة : هيچ دو دعوتى اختلاف نداشتند جز اين كه يكى از آن دو تا كار را بگمراهى كشد .
141
ما تواضع احد الّا زاده اللّه تعالى جلالة هيچ مردى فروتنى نكرد جز اين كه خداوند بزرگ بزرگيش را افزود .
142
ما اعظم نعم اللّه فى الدّنيا و ما اصغرها فى نعم الأخرة : چقدر بزرگ است نعمتهاى خدا در دار دنيا و چقدر كوچك است آن نعمتها در جنب نعمتهاى آخرت .
143
ما ساد من احتاج اخوانه الى غيره : سرور و مولى نيست كسى كه برادرانش را نيازمند بسوى ديگرى كند .
144
ما استغنيت عنه خير ممّا استغنيت به آنچه كه از آن بى نياز باشى بهتر است از آنچه بواسطهء آن بى نياز گردى ( از اوّل خود را از مال بى نياز دانى بهتر است از اين كه بكوشى و مال بدست آرى تا از ديگران بى نياز گردى زيرا كه مال جهان در حكم آب شور است كه هر چند بيشتر بخورى تشنهتر شوى ) .
145
ما صبرت عنه خير ممّا التذذت به : آنچه كه بر آن صبر كنى خوشتر است از آنچه كه بدان لذّت برى
146
ما اقرب الحىّ من الميّت للحاقة به : چقدر زنده بمرده نزديك است براى ملحق شدنش به زودى به او .
147
ما ابعد الميّت من الحىّ لانقطاعه عنه : چقدر دور است مرده از زنده بواسطه بريدن او از زنده
148
ما امن عذاب اللّه من لم يامن النّاس شرهّ : كسى كه مردم از شرّش در امان و آسايش نيستند از عذاب خدا بر كنار و ايمن نيست .
149
ما غشّ نفسه من ينصح غيره : كسى كه ديگرى را پند مىدهد به خودش خيانت روا نمى دارد .
150
ما تسابّ اثنان الّا غلب ألامهما : هيچ دو نفرى به يكديگر دشنام ندهند جز اين كه آنكه پست تر است غلبه مىكند .
151
ما تلاحّا اثنان الّا ظهر اسفههما : هيچ دو نفرى با يكديگر نزاع نكنند جز اين كه آنكه نادان تر و بيخردتر است پيروز مى گردد .