تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
جنايات الأخوان و الجيران فقد اكمل البرّ : هر كه پى در پى نيكى كند و زشتيهاى برادران و همسايگان را تحمّل نمايد البتهّ نيكى را تكميل نموده است .

1457

من دفع الخير بالشّرّ غلب : هر كه خوبى را ببدى بر طرف سازد مغلوب گردد .

1458

من دفع الشّرّ بالخير غلب : هر كه بدى را با خوبى بر طرف سازد غالب گردد .

1459

من غضّ طرفه اراح قلبه : هر كه ( از ناملايمات مردم ) ديده بر دوزد دلش را آسوده سازد .

1460

من كثر ذكره استنار لبهّ : هر كه ياد خدا بسيار باشد عقلش را روشن سازد .

1461

من اطلق طرفه جلب حتفه : هر كس چشم خود را بگشايد ( يا بناموس يا بجلال و جاه ديگران ) نگاه كند مرگ و تباهى را بسوى خود بكشاند .

1462

من غضّ طرفه قلّ اسفه و امن تلفه هر كه ديده ( از مال و جاه و ناموس ديگران ) بر بندد تأسّف و اندوهش كم و از هلاكت بر كنار است .

1463

من كثر قنوعه قلّ خضوعه : هر كه پر قناعت باشد كم زارى است ( يعنى در برابر ديگران اظهار عجز و ناتوانى نكند ) .

1464

من رغب فيما عند اللّه تعالى كثر سجوده و ركوعه : هر كه آرزومند آنچه كه نزد خداوند تعالى است باشد ركوع و سجودش بسيار است .

1465

من قنع عزّ و استغنى : هر كه قانع باشد عزيز و توانگر گردد .

1466

من طمع ذلّ و تعنّى : شخص طمعكار بخوارى و گرفتارى دچار مى گردد .

1467

من كرمت نفسه صغرت الدّنيا فى عينه : هر كه آنكه نفس خويش را گرامى دارد جهان در چشمش كوچك است .

1468

من حسن خلقه كثر محبوّه و انست النّفوس به : مرد خوش خوى دوستانش بسيار گردند و نفوس ( و مردم ) با وى انس گيرند .

1469

من استعان بالحلم عليك غلبك و تفضّل عليك : هر كه بواسطهء حلم بر تو يارى جويد پيروزى جويد و بر تو فزون آيد و منّت گذارد

1470

من نقل اليك نقل عنك : هر كس بسوى تو منتقل گردد ( زشت يا زيبا سخن ) از تو نقل خواهد كرد ( پس بكوش كه جز نيك و زيبا نگوئى )