اندوزد و زندگيش پاكيزه ( و بدون گنهكارى ) باشد دوستيش واجب است .
1432
من ركب العجل ركبته الملامة : هر كه مركب شتاب را سوار گردد نكوهش بر وى سوار گردد .
1433
من اطاع التّوانى احاطت به النّدامة هر كه كاهلى و سستى را فرمانبرد پشيمانى او را گرد در ميان گيرد .
1434
من اتّقى وقاه : هر كه از خداى بپرهيزد خدايش او را ( از وقوع در محرّمات ) نگه دارد .
1435
من حمد اللّه اغناه : هر كه خداى را سپاس گذارد خداوند ( از مردم ) بى نيازش سازد .
1436
من اطاع اللّه اجتباه : هر كه خداى را فرمانبرد خداوند ( از ميان مردم ) او را برگزيند .
1437
من دعى اللّه اجابه : هر كه خداى را بخواند خداوند او را اجابت فرمايد ( و حوائجش را بر آورد ) .
1438
من شكّر اللّه زاده : هر كس خداى را سپاس بگذارد خداوند نعمتش را بيفزايد .
1439
من شكّر اللّه بجنانه استحقّ المزيد قبل ان يظهر على لسانه : هر كه خداى را بدل سپاس بگذارد پيش از آنكه آن سپاسگذارى بر زبانش پديدار گردد سزاوار افزايش شود ( و خداوند تعالى روى نيّت پاكش نعمتش را دو چندان سازد ) .
1440
من ذمّ نفسه اصلحها : آنكه نفس خويش را نكوهش كند باصلاحش بر خيزد .
1441
من مدح نفسه فقد ذبحها : هر كه نفس خويش را ستايش كند البتهّ آن را كشته است .
1442
من كثر شكره كثر خيره : هر كه بسيار از خدا تشكّر كند نعمتش بسيار گردد .
1443
من قلّ شكره زال خيره : هر كه خداى را كم سپاس بگذارد نيكيش و نعمتش زايل گردد .
1444
من لم يحسن فى دولته خذل فى نكبته : هر كه در دوران دولتش به نيكى نگرايد در دوران برگشت دولتش خوار گردد .
1445
من شمت بزلّة غيره شمت غيره بزلتّه هر كه ديگرى را بواسطهء لغزشش نكوهش كند ديگرى او را بواسطهء لغزشش نكوهش نمايد .
1446
من بخل على المحتاج بما لديه سخط اللّه عليه : هر كه به آن چه از دارائى كه نزد او است بر نيازمند بخل ورزد خدا بر او خشم گيرد ( و نعمت را