تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
شرم از خداوند سبحان ندارد .

1420

من جمع له مع الحرص على الدّنيا البخل بها فقد استمسك بعمودى اللّوم : هر كه حرص و بخل بر دنيا را يك جا با هم جمع نمايد البتهّ در دو ستون از نكوهش و ناكسى چنگ در زده است .

1421

من اعتمد على الدّنيا فهو الشّقى المحروم هر كه بر دنيا تكيه كند بدبخت و ناكام است .

1422

من لم يحسن ظنهّ استوحش من كلّ احد : هر كه گمانش ( در بارهء مردم ) نيكو نباشد از هر كسى مى ترسد .

1423

من طلب صديق صدق و فىّ طلب ما لا يوجد : هر كه دوست درست و وفادارى را بجويد جوياى چيز ناياب است .

1424

من دنت همتّه فلا تصحبه : با شخص پست همّت مصاحبت مكن .

1425

من هانت عليه نفسه فلا ترج خيره : هر كه نفسش بر وى خوار ( و جهان در چشمش بزرگ ) است اميد خيرى از وى نداشته باش .

1426

من بخل بماله على نفسه جاد به على بعل عرسه : هر كه با مال و دارائى خودش به خودش بخل مى ورزد ( و آن را صرف امور خودش نمى نمايد با آن مال بر شوهر زنش بخشش مىكند ) .

1427

من لم يتعاهد علمه فى الخلاء فضحه فى الملاء : هر كس در پنهان هم پيمان علم خويش نباشد ( و آن را به كار نبندد ) آن علم در پيدا و آشكار رسوايش سازد .

1428

من لم يزهد فى الدّنيا لم يكن له نصيب فى جنّة الماوى : هر كه در دنيا زهد نورزد براى او بهره و نصيبى در بهشت نيست .

1429

من خدم الدّنيا استخدمته و من خدم اللّه سبحانه خدمته : هر كس دنيا را خدمت كند دنيا او را خادم خويش گيرد و هر كس خداوند سبحان را خدمت و اطاعت كند دنيا خادم او گردد .

1430

من كثرت طاعته كثرت كرامته و من كثرت معصيته وجبت اهانته : هر كس طاعت و فرمان برداريش از خدا بسيار باشد عزّت و كرامتش بسيار و هر كس نافرمانيش از خدا بسيار باشد خوار داشتنش واجب است .

1431

من حسنت مثوبته و طابت عيشته وجبت مودتّه : هر كس ثواب را نيك و بسيار