1482
من برّ والديه برهّ ولده : هر كه با پدر و مادرش نيكى كند فرزندش با وى نيكى كند .
1483
من لم يربّ معروفه فكأنهّ لم يصنعه هر كه خير و نيكيش را نپرورد ( و در بارهء زير دستان ادامه ندهد ) مانند آنست كه آن را بجا نياورده است .
1484
من عتب على الدّهر طال معتبه : هر كه بروزگار شكوه آغاز نمايد جاى گله و شكوهاش دراز و بسيار گردد .
1485
من لا تنفعك صداقته ضرّتك عداوته : هر كه دوستيش به تو سودى ندهد دشمنيش به تو زيان رساند .
1486
من لا يتغافل عن كثير من الأمور تنغّضت عيشته : هر كه از بسيارى از از كارها تغافل نورزد و آنها را ناديده نگيرد زندگيش ناخوش گردد .
1487
من كان نفعه فى مضرّتك لم يخل فى كلّ حال من عداوتك : هر كه سود خويش را در زيان تو داند و در حال از دشمنى تو خالى نخواهد .
1488
من لم ينصحك فى صديقته فلا تعذرّه هر كه در دوستيش تو را پند ندهد او را معذور مدار
1489
من غشّك فى عداوته فلا تلمه و لا تعذلّه : هر كه در دشمنيش با تو خيانت كند او را نكوهش مكن و منع منماى ( چون از دشمن جز عذر و خيانت توقّع نتوان داشت ) .
1490
من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به : هر كه بسيار مزاح كند از اين بيرون نيست كه يا كينه بر وى ورزيده شود يا آنكه سبكش بشماراند .
1450
من لانت اسافله صلبت اعاليه : هر كه پائينش نرم باشد ( و مأبون و مفعول واقع گردد حيا از چشمش برود ) و بالايش سخت شود ( اين جملهء و جملهء فوق آن در غرر الحكم نيست ) .
1451
من ايس فى شيء سلا عنه : هر كه در چيزى نوميد باشد خويش را از غم آن برهاند .
1452
من صدقت لهجته صحّت حجتّه : هر كه راست گفتار و صريح اللهّجه باشد حجّتش درست است .
1453
من عطف عليه اللّيل و النّهار ابلياه روز و شب و روزگار بر هر كس كه پشت كند او را به زير آرد .