از دستش بگيرد ) .
1447
من كانت الدّنيا همهّ طال يوم القيامة شقائه و غمهّ : هر كه همّتش فقط صرف دنيايش باشد روز قيامت بدبختى و اندوهش فراوان است .
1448
من اوسع اللّه عليه نعمه وجب عليه ان يوسّع النّاس انعاما : خدا نعمتهاى خويش را بر هر كس كه گشاده و فراوان دارد واجب مىشود كه آن كس نعمت خود را بر مردم گشاده و فراوان گرداند .
1449
من زاده اللّه كرامة فحقيق ان يزيد النّاس اكراما : خداوند بزرگى هر كس را بيفزايد سزاوار است آن كس در اكرام و احترام مردم بيفزايد .
1450
من اهتمّ برزق غد لم يفلح ابدا : هر كه در انديشهء روزى فردا باشد ابدا رستگارى نخواهد شد ( چون فكرش مشغول روزى شود و ديگر به كار آخرت نتواند پرداخت ) .
1451
من اوتى نعمه فقد استعبد بها حتّى يعتقه القيام بشكرها : هر كه نعمت خود را بمردم بدهد به آن نعمت مردم را بندهء خويش گرداند تا جائى كه دادن آن نعمت او را از اقدام بشكر آن آزاد سازد .
1452
من لم يربّ معروفه فقد ضيعّه : هر كه نيكى خود را نپرورد البتهّ آن را تباه گرداند ( و پرورش نيكى آن را در بارهء مردم به كار بردن و انتشار دادن آن است ) .
1453
من عمل بالأمانة فقد اكمل الدّيانة هر كه كار بامانت كند البتهّ دين دارى را كامل كرده است .
1454
من عمل بالخيانة فقد ظلم الأمانة : هر كه كار بخيانت كند البتهّ بامانت ستم روا داشته است .
1455
من شكر اللّه تعالى وجب عليه شكر ثان اذ وفقّه لشكره و هو شكر شكر : هر كس شكر خداوند تعالى را بجاى آرد شكر دوّمى بر وى واجب گردد زيرا كه خداوند توفيق شكرگذارى خود را به او عنايت فرموده است و آن شكر شكر است ( پس در هر نفسى دو شكر واجب و اداى حقّ شكر خدا از محالات است ) .
1456
من اتّبع الإحسان بالإحسان و احتمل