تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
بسيفه فانّ لكلّ شيء اجلا لا يعدوه : هر كه در بستر خود بميرد در حالى كه شناساى حقّ پروردگار و حقّ رسولش و حقّ اهل بيت رسولش بوده باشد ( و على و اولادش عليهم الصّلوة و السّلام را اوصياء و خلفاء رسول خدا بداند ) اين كس شهيد مرده و اجرش بر خداوند سبحان است و هر چه از عمل نيكش كه نيّت كرده است سزاوار ثواب و نيّت نيكش جاى گير شمشير زدنش ( در راه خدا ) مىباشد و از براى هر چيزى سر رسيد و وعده‌ايست كه از آن در نگذرد ( و براى هر كس در برابر هر كارى ثوابى است كه به آن برسد ) .

1400

من رباّه الهوان ابطرته الكرامة : خوارى و ندارى هر كس را در خويش پرورده باشد جاه و بزرگى او را خوشنود گرداند .

1401

من لم تصلحه الكرامة اصلحته الإهانة بزرگى و جاه هر كس را اصلاح نكند خوارى و ندارى اصلاحش كند .

1402

من سعى فى طلب السّراب طال تعبه و كثر عطشه : هر كه در جستجوى آب نما و سراب ( جهان فانى باشد و ) بكوشد رنجش بدراز كشد و تشنگيش بسيار گردد ( و بآرزوى خويش دست نيابد ) .

1403

من امّل الرّىّ من السّراب خاب امله و مات بعطشه : هر كه از آب نما و سراب ( جهان ) اميد سيرابى داشته باشد اميدش بنا اميدى و زيان كشد و تشنگيش بكشد .

1404

من انعم على الكفور طال غيظه : هر كه ناسپاسگزار را نعمت دهد خشمش طولانى گردد .

1405

من اغتاظ على من لا يقدر عليه مات بغيظه : آنكه خشم گيرد بر كسى كه بر وى توانائى ندارد از فرط خشمش خواهد مرد .

1406

من لم يصن وجهه عن مسئلتك فاكرم وجهك عن ردهّ : آنكه آبروى خود را از در خواست كردن از تونكه نمى دارد تو آبروى خود را از ردّ در خواست وى گرامى دار ( و حاجتش را رواساز ) .

1407

من عرف شرف معناه صانه عن دنائة شهوته و زور مناه : هر كه بلندى و شرف گوهر خويش را بشناسد آن را از پستى شهوت رانى و دروغ آرزو نگه دارد .