فقر و ندارى هر كس را كه در فشار گذارد ( و آن كس بخواهد كه از چنگال فقر برهد ) بايد كلمهء شريفهء لا حول و لا قوّة الّا باللهّ العلىّ العظيم را بسيار بگويد .
1394
من باع الطّمع بالياس لم يستطل اليه النّاس : هر كه طمع را بنااميدى بفروشد ( و چشم از مردم بپوشد ) زبان مردم بر وى دراز نگردد .
1395
من افتخر بالتّبذير احتقر بالأفلاس هر كه بواسطهء اسراف و ولخرجى به ديگران بنازد بواسطهء ندارى و مفلسى خوار گردد .
1396
من الّذى يرجو فضلك اذا قطعت ذوى رحمك : تو كه خويشاوندت را محروم سازى و از وى ببرّى ديگر چه كسى بفضل و احسانت اميدوار باشد .
1397
من الّذى يثق بك اذا غدرت بذوى عهدك : تو كه با هم پيمان خود بيوفائى كنى ( و عهدى كه با خدا بستى كه فرمان شيطان را نبرى ناديده انگارى ) ديگر چه كس و كدام بنده به تو اطمينان پيدا كند .
1398
من استشعر الشّغف بالدّنيا ملأت ضميره اشجانا لها رقص على سويداء قلبه همّ يشغله و غمّ يحزنه حتّى يؤخذ بكظمه فيلقى بالفضاء منقطعا ابهراه هيّنا على اللّه فناءه بعيدا على الأخوان لقاؤه : هر كه دوستى و عشق جهان را زير پوش تن گيرد دنيا درونش را از غمها و اندوهها پر سازد آن دنيا را در درون دلش رقص و زيرورو شدنى است هر دم اندوهى ( از اندوههاى جهان ) سرگرمش سازد و غمى محزون و غصهّ دارش نمايد تا آنكه گرفتار فرو خوردن اندوهش گردد ( و مرگش در رسد ) آن گاه در فضا افكنده شود در حالى كه دو چشم اميد از دنيا بريده نابوديش بر خداوند آسان و ديدارش بر برادران و دوستان دور باشد ( و ديگر دست كسى بوى نرسد ) .
1399
من مات على فراشه و هو على معرفة ربهّ و حقّ رسوله و حقّ اهل بيته مات شهيدا و وقع اجره على اللّه سبحانه و استوجب ثواب ما نوى من صالح عمله و قامت نيتّه مقام اصلاته