ننمايد ) .
1291
من امّل غير اللّه سبحانه اكذب آماله هر كه اميد و آرزويش غير خداوند سبحان بوده باشد آرزوهاى خود را دروغ از كار در آورد .
1292
من عرف اللّه سبحانه لم يشق ابدا : هر كه خداوند سبحان را بشناسد هرگز بدبخت نگردد .
1293
من لم يخف احدا لم يخف ابدا : هر كه از كسى نترسد ديگر هرگز نخواهد ترسيد ( شايد مراد اين باشد كه هر كه بجز از خدا نترسد از ديگران نخواهد ترسيد ) .
1294
من لزم المشاورة لم يعدم عند الصّواب مادحا و عند الخطاء عاذرا : هر كه مشورت كردن را همراه باشد بهنگام راست روى ستايشگر را و بگاه خطا و نادرستى عذرگو را گم نگرداند ( و در هر دو صورت كسى ملامتش ننمايد ) .
1295
من اثر رضى ربّ قادر فليتكلّم بكلمة عدل عند سلطان جابر : هر كه خوشنودى پروردگار توانا را بگزيند البتهّ بايد در نزد پادشاه ستمگر سخن بعدل و درستى گويد ( و براى خوش آمد سلطان سخنى نگويد كه خدا را بخشم آرد ) .
1296
من لم يجاز الإساءة بالإحسان فليس من الكرام : هر كس بدى را به نيكى پاداش ندهد از نيكان محسوب نگردد .
1297
من لم يحسن العفو أساء بالانتقام : هر كه از گناه خوش و آسان نگذرد به سختى و زشتى كيفر كشد .
1298
من لم يرض بالقضاء دخل الكفر دينه هر كه به قضاى خدا راضى نباشد كفر در دينش راه يابد
1299
من لم يوقن بالجزاء افسد الشّكّ يقينه : هر كه يقين بجزا و پاداش علمش نداشته باشد شكّ يقينش را از بين برده است .
1300
من لم يستغن باللهّ عن الدّنيا فلا دين له : هر كه با داشتن خدا از دنيا بى نياز نگردد ( دنيا را بر خدا و آخرت ترجيح دهد ) دين ندارد .
1301
من لم يؤثر الأخرة على الدّنيا فلا عقل له : هر كه آخرت را بر دنيا نگزيند مردى است بيخرد .
1302
من لم يؤكّد قديمه بحديثه شان سلفه و خان خلفه : هر كه نيكى كهنه را بنو استوار نگرداند نيكى گذشتهاش را عيبناك