خود مشغول است سود مى برد .
651
من اتّعظ بالعبر ارتدع : هر كه از پندها پند آموزد از بدى باز ايستد .
652
من انتظر العاقبة صبر : آنكه پايان كار را منتظر ( و باميد آخرت ) باشد صبر كند .
653
من سلّم امره الى اللّه استظهر : هر كه كار خود را به خدا گذارد پشت خود را خوب بسته است .
654
من حسنت مساعيه طابت مراعيه : هر كه سعى و كوششهايش نيكو باشد چراگاههايش پاكيزه مىشود .
655
من كثر تعديّه كثرت اعاديه : هر كه ستمكاريش بسيار باشد دشمنانش بسيار ميشوند .
656
من أساء النّيّة منع الأمنيّة : هر كه بد نيّت باشد از رسيدن بآرزوها باز ماند .
657
من ساء مقصده ساء مورده : هر كه بد مقصد و بد انديش باشد فرودگاهى بد ( كه عبارت از دوزخ است ) خواهد داشت .
658
من ساء عقده سرّ فقده : هر كه بند پيمانش بد و سست باشد ( و در بند عهد و پيمانى كه با خدا بسته است نباشد و بآزار مردم مثلا بپردازد ) نابوديش سبب خوشنودى خلق است .
659
من ساء عزمه رجع عليه سهمه : هر كه قصد و نيّتش بد باشد تيرش به خودش مى خورد ( و به خودش زيان مى رساند ) .
660
من خالف علمه عظمت جريمته و اثمه هر كه بخلاف علمش رفتار كند ( يعنى عالم بى عمل باشد ) جرم و گناهش بزرگ است .
661
من سائت سجيتّه سرّت منيتّه : هر كه بدكردار باشد مرگش سبب خوشنودى مردم است .
662
من طالت غفلته تعجّلت هلكته : هر كه غفلتش طولانى شود هلاكتش نزديك گردد .
663
من طالت فكرته حسنت بصيرته : هر كه دور انديش باشد خوش بينش است ( و در اثر فكر بسيار ديدهء بصيرتش باز گردد ) .
664
من شرفت همتّه عظمت قيمته : هر كه داراى همّتى بلند باشد ارزشش بزرگ است .
665
من شكر على الإساءة سخر به : هر كه براى بدكاريش سپاس گذارده شود ( و بايد بداند كه ) به آن بدكارى مسخره مىشود .
666
من حمد على الظّلم مكر به : هر كه بر ستمكارى ستايش شود به آن مكر كرده شود .