683
من اعمل فكره اصاب جوابه : هر كه فكر خود را به كار اندازد پاسخ ( پرسش ) را درست گويد .
684
من فكّر قبل العمل كثر صوابه : هر كه پيش از كار بينديشد راست رويش بسيار باشد ( جز آنجا كه قضاى خداوندى كار را طورى ديگر خواهد ) .
685
من نصح فى العمل نصحته المجازاة : هر كه در عمل خلوص نيّت داشته باشد پاداش خوب و خالصى خواهد گرفت .
686
من احسن العمل حسنت له المكافاة هر كه كار نيكو كند پاداشش نيكو خواهد بود .
687
من قبل النّصيحة سلم من الفضيحة : هر كه پذيراى پند باشد از رسوائى بر كنار ماند .
688
من غشّ مستشيره سلب تدبيره : هر كه با مشورت كنندهء خود خيانت ورزد تدبيرش از وى گرفته آيد .
689
من ساء تدبيره تعجّل تدميره : هر كه تدبيرش بد باشد هلاكت بسوى وى بشتابد
690
من عمّر دنياه خرّب ماله : هر كه دنياى خود را آباد سازد پايان و آخرت خود را خراب خواهد كرد
691
من صدّق مقاله زاد جلاله : هر كه گفتار خود را راست دارد بزرگيش زياد گردد .
692
من جرى مع الهوى عثر بالرّدى : هر كه بدنبال هوا و هوس روان گردد با خوارى و افتادگى بسر در آيد .
693
من اغترّ بالدّنيا اغتصّ بالمنى : هر كه فريب دنيا را بخورد بوسيلهء آرزوها غصهّدار گردد .
694
من ركب الهوى ادرك العمى : هر كه مركب آرزوها را سوار گردد كورى را دريابد .
695
من اطاع هواه باع آخرته بدنياه : هر كه هواى نفس را اطاعت كند آخرتش را بدنيايش بفروشد .
696
من عصى نصيحة نصر ضدهّ : هر كه پند دهندهء خود را نافرمانى كند دشمن خود را يارى كرده است .
697
من كثر هزله بطل جدهّ : هر كه هزل و مسخرگيش بسيار باشد كوشش او باطل مىشود .
698
من غلب عقله هواه افلح : هر كه عقلش بر هواى نفسش بچربد رستگار است .
699
من غلب هواه عقله افتضح : هر كه هواى نفسش بر عقلش بچربد رسوا شود .
700
من امات شهوته احيى مروتّه : هر كه شهوت خود را بكشد مردانگى خود را زنده ساخته است .