تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
نيرويش افزون گردد .

346

من يقتصر فى العمل يزدد فترة : هر كه در عمل ( براى آخرت ) تقصير كند سستى و كاهليش افزون گردد .

347

من انفرد كفى الأحزان : هر كه تنها باشد و از مردم كنار كشد از اندوهها برهد .

348

من سئل غير اللّه استحقّ الحرمان : هر كه از غير خدا سؤال و درخواست كند ناكامى را سزاوار است .

349

من عاند الحقّ صرعه : هر كه با حق ستيزه كند حق او را بيفكند .

350

من اغترّ بالامل خدعه : هر كس فريب آرزو را بخورد آرزو فريبش دهد .

351

من كثر حرصه قلّ يقينه : هر كس حرصش بسيار باشد يقينش به خدا كم است .

352

من كثر شكهّ فسد دينه : هر كه شكّش بسيار باشد دينش فاسد است .

353

من كثر خلطته قلّت تقيتّه : هر كه آميزشش با مردم بسيار باشد يقينش كم است .

354

من عرف اللّه كملت معرفته : هر كه خدا را بشناسد معرفتش كامل گردد .

355

من خاف اللّه قلّت مخافته : هر كه از خدا بترسد ترسش از مردم كم مىشود .

356

من كفّ اذاه لم يعاده احد : هر كه آزارش را از مردم باز دارد ، هيچكس او را دشمن ندارد .

357

من اتّقى قلبه لم يدخله الحسد : هر كس را دلى پرهيزكار باشد رشك و حسد داخلش نگردد .

358

من خلصت مودتّه احتملت دالتّه : هر كه دوستيش خالص و پاك باشد ناز و گرشمهء خود را ( از دوستش بردارد )

359

من كثرت زيارته قلّت بشاشته : هر كس بسيار بديدار ( دوستان ) آيد نشاط و شاديش كم باشد ( و بديدار دوستان و دير رفتن لذّتش بيشتر از زود رفتن است و در حديث است ذرنى غبّا تزدد حبّا ) .

360

من حفظ لسانه اكرم نفسه : هر كه زبانش را ( از پرگوئى ) نگه دارد و نفسش را گرامى داشته است .

361

من اتّبع هواه اردى نفسه : هر كه هواى نفسش را متابعت كند خود را خوار كرده است .

362

من عرف نفسه جلّ امره : هر كس خود را بشناسد كارش بالا گيرد و بزرگ گردد .

363

من غشّ نفسه لم ينصح غيره : هر كه با نفس خود خيانت روا دارد ديگرى را پند دادن نتواند ( و آنكه به خود جفا كند به ديگرى چها كند ) .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 628 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي