تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩

364

من عرف بالصّدق جاز كذبه : هر كس براستگوئى شناخته آيد از دروغ گوئى بگذرد .

365

من عرف بالكذب لم تقبل صدقه : هر كس بدروغگوئى معروف شود راست گفتنش قبول نگردد .

366

من رضى بالقضاء طاب عيشه : هر كس به قضاى خدا رضا باشد زندگانى گوارائى دارد .

367

من تحلّى بالحلم سكن طيشه : كسى كه خود را بزيور علم بيارايد خفّت و سبكيش آرام گيرد .

368

من ساس نفسه ادرك السّياسة : هر كه خود را سياست كند ( و نفسش را از بديها نگه دارد ) او سياست را درك كرده است .

369

من بذل معروفه استحقّ الرّياسة : آنكه نيكى خود را بذل كند و بمردم بخشش نمايد او سزاوار سرورى است .

370

من استمتع بالنّسآء فسد عقله : آنكه با زن بسيار بياميزد از آنها بهره‌مند گردد عقلش تباه گردد ( چون قواى انسانى كه تمام شد از كسب معانى باز ماند در نتيجه كم عقل شود ) .

371

من عاقب المذنب بطل فضله : هر كه گنهكار را عقوبت كند و كيفر دهد فضل و سروريش از بين برود

372

من تعاهد نفسه بالحذر امن : هر كه با ترس پيمان بندد ايمن بماند ( و از گرفتارى دنيا و آخرت برهد ) .

373

من ايقن بالجزاء احسن : هر كه يقين بگرفتن پاداش ( از خدا ) داشته باشد كار نيكو كند .

374

من صغرت همتّه بطلت فضيلته : هر كه كم همّت باشد فزونيش از بين برود ( و اصلا ترقّى نكند ) .

375

من غلب عليه الحرص عظمت ذلتّه : حرص بر هر كس غلبه كند خواريش بزرگ و بسيار گردد .

376

من صحّت ديانته قويت امانته : هر كه دينش استوار باشد ( امانت داريش قوى و محكم است )

377

من زادت شهوته قلّت مروتّه : هر كس شهوتش بسيار باشد مردانگيش كم است .

378

من ساء خلقه ضاق رزقه : هر كس كج خلق و بدخو باشد روزيش تنگ مى گردد .

379

من كرم خلقه اتّسع رزقه : هر كس خويش خوش باشد روزيش گشاده و وسيع گردد .

380

من حسنت سياسته وجبت اطاعته هر كه خوش سياست ( و در ادارهء امور كشور استاد )