باشد اطاعتش لازم است .
381
من حسنت سريرته حسنت علانيته هر كه باطنش خوب باشد ظاهرش هم خوب است ( و ظاهر آئينهء باطن است ) .
382
من طال عدوانه زال سلطانه : هر كه دشمنيش طولانى شود سلطه و اقتدارش از بين مى رود .
383
من امن الزّمان خانه و من اعظمه اهانه هر كه از حوادث زمان ايمن نشيند زمانه با وى خيانت كند و در عين حال هر كه او را بزرگ شمارد روزگار خوارش دارد ( پس انسان نبايد غافل باشد و اگر حادثهء پيش آيد بايد با بى اعتنائى تلقّى گردد ) .
384
من احسن الملكة امن الهلكة : هر كه نيكو مملكت دارى كند از هلاكت ايمن و بر كنار است .
385
من جار ملكه عجّل هلكه : هر كه در حوزهء سلطنتش ستم را پيشه سازد شتاب در هلاكت خود كرده است .
386
من ضعف جدهّ قوى ضدهّ : هر كه در كوشش و كار ناتوان باشد دشمنش توانا مىشود .
387
من ركب جدهّ قهر ضدهّ : هر كه بر اسب كوشش سوار شود دشمنيش مقهور گردد .
388
من زرع العدوان حصد الخسران : هر كه تخم دشمنى كار و خوشهء خسران و زيان درود .
389
من تعزّز باللهّ لم يذلهّ سلطان : هر كه عزّت از خدا جويد پادشاهش خوار كردن نتواند .
380
من اعتصم باللهّ لم يضرّ شيطان : هر كه به خداوند بزرگ پناه جويد شيطان زيان رساندنش نتواند .
381
من كثرت مخافته قلّت آفته : هر كه ترسش ( از خدا و يا خلق ) بسيار باشد زيان و آفتش كم است .
382
من كثرت فكرته حسنت عاقبته : هر كه فكر و انديشهاش ( براى آخرتش ) بسيار باشد پايان كارش نيكو است .
383
من كثرت تجربته قلّت غرتّه : هر كه آزمايشش بسيار باشد البتهّ كمتر فريب خورد .
384
من نظر فى العواقب امن من النّوائب : هر كه در پايان كارها بنگرد از گرفتاريها ايمن گردد .
385
من احكم من التّجارب سلم من العواطب هر كه از آزمايشها ( ى مردم ) خود را استوار سازد از تباهيها بر كنار است .
386
من طلب السّلامة لزم الاستقامة : آنكه