تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناسك حج ( فارسي ) ( محشى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
[ 21 ] م - كسى كه مخارج حج را دارد و بدهى ( 1 ) نيز دارد ، چنانچه بدهى او مدت دار باشد و مطمئن است كه در وقت اداء بدهى ، تمكن از اداء آن را دارد ، واجب است به حج برود ، و همچنين در صورتى كه وقت اداء بدهى رسيده لكن طلبكار راضى به تأخير اداء باشد و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه مىتواند بدهى را اداء نمايد ( 2 ) و در غير اين دو صورت ( 3 ) حج واجب نيست . ( 4 )
شرح
آية الله بهجت : قرض گرفتن براى حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست . مگر آن كه مالى داشته باشد بالفعل كه مىتواند پس از حج با فروش و استبدال آن اداء دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حج و اگر مالى كه با آن اداء دين مىنمايد بعد از حج تحصيل مىشود ، پس در وجوب حج فعلا تأمّل است ( كتاب حج ص 11 ) . آية الله تبريزى : هر گاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالى داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را اداء كند ولى فعلا نمىتواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود ( مناسك ، مسأله 33 ) . آية الله سيستانى : مگر آن كه وقت پرداخت قرض آن قدر دور باشد كه اصلا عقلاء به آن توجه نكنند . كه در اين صورت حجّ بر او واجب خواهد شد . ( مناسك ، مسأله 33 ) . آية الله غروى : در فرض تمكَّن از اداء آن به سهولت استطاعت صدق مىكند و از حجة الاسلام كفايت مىنمايد . بلى قرض كردن براى اين كار واجب نيست . ( 1 ) آية الله بهجت : از حقوق النّاس . ( 2 ) آية الله تبريزى : در صورتى حج واجب مىشود كه بدون حرج و مشقّت قادر به ادا بوده باشد . آية الله خوئى : بلى اگر دين خود را ادا نكند حج بر او واجب است و به هر حال اگر چنين فردى حج به جا آورد مجزى از حجة الاسلام مىباشد . ( تعليقهء عروه ، ج 2 ، ص 236 ) . آية الله بهجت : بنا بر عدم فعليّت وجوب اداء مگر بعد از مطالبه ( كتاب حج ص 11 ) . ( 3 ) آية الله فاضل : يعنى مخيّر است بين انجام حج و اداء دين و در صورت انجام حج كفايت از حجة الاسلام مىكند . ( 4 ) آية الله گلپايگانى ، آية الله صافى : و اگر مىداند كه طلبكار از طلب خود خواهد گذشت ، و يا بنا بر مسامحه دارد ( مثل مهريه بعض زنان ) چنين دينى مانع استطاعت نيست . ( احكام و آداب حج ، مسأله 34 ) . آية الله سيستانى : اگر انسان مال وافى به هزينهء حج را داشته ، و به همان مقدار هم مقروض باشد ، بنا بر اظهر حج بر او واجب نخواهد بود ، و همچنين اگر كمتر از آن مقدار ، مقروض باشد ، به طورى كه اگر مقدار قرض برداشته شود ، باقى ماندهء آن وافى به هزينهء حج نباشد ، كه در اين صورت هم حج بر او واجب نخواهد بود ، و فرقى نيست بين اين كه وقت پرداخت بدهى رسيده باشد يا نه ، مگر اين كه آن قدر ، وقت پرداخت دور باشد كه اصلا عقلاء به آن توجه نكنند ، مانند پنجاه سال .