معتقد شده و ديگران را نيز بسوى آن فرا خواندهاند ، در كيفيت بررسى و تمثيل و قدرت بيان با يكديگر تفاوت دارند برخى اين تساوى را در بعضى از مظاهر موجودات ملاحظه كرده و در زمينهء بيان حقيقت ، مطالبى ايراد كردهاند . برخى ديگر تساوى مزبور را فقط در موجودات بى روح ديدهاند و از آنجا كه موجودات جامد را از موجودات زنده جدا دانستهاند ، به نتايج محسوس آن در مجراى وجود پى نبردهاند . لكن بعضى اين تساوى را در طبيعت جامد بررسى كرده و به نتايج محسوس آن در مجراى وجود پى برده و آن را با موجودات زنده در يك رديف تلقى كرده و با روشن ترين بيان و استوارترين سخن در اين زمينه سخن گفتهاند . على « ع » از اين گروه بشمار مى رود ، بلكه بايد گفت او پيشرو متفكران قديم محسوب مىشود ، زيرا او توانست اين نظريه را بر اساس صحيحى بدون كوچكترين اختلاف و تناقض اثبات كند ، بلكه بايد اين اثبات و ابتكار را مخصوص او بدانيم .
شايد موقعيت على « ع » در بررسى مسئلهء تساوى وجود ، از جهت عملى ، مهمتر از موقعيت همكارانش باشد . زيرا او براى اثبات اين حقيقت پافشارى مى كرد تا به نتايج آن در حيات فردى و اجتماعى انسانها نايل گردد . اين حقيقت به تمام معنى با انسان - كه محور انديشهء على « ع » بشمار مى رفت - هماهنگى داشت .
گفتيم على « ع » وجود را در تمام اشياء برابر مى بيند ، بطورى كه اگر در موردى به وجودى نقص وارد شد در مورد ديگر جبران مىشود و
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٥