است كه شما انكار مى كنيد » آن گاه حقيقت ديگرى را با اين سخن بيان مىكند : « . . . و انسان هر چند در ديدهها كوچك باشد و مردم او را خرد بشمارند ، چنان نيست كه نتواند ديگران را در اين زمينه مساعدت كند يا ديگران به او كمك نمايند » اين بخاطر آن است كه انسان در هر موقعيتى باشد و در هر مرتبه از كوچكى قرار گرفته باشد برايش امكان دارد به اجتماع خود سود برساند و خودش نيز از اجتماع بهرهمند شود .
اين نظرى كه على « ع » به انسان كم بهره از موهبت ها افكنده ، حاكى از ايمان عميق وى به عدالت جهانى است . عدالتى كه قطرههاى آب را اقيانوس ، و ذرات ريز شن ها را صحرا و بيابان مىكند و هر اندكى را داخل فراوان و هر كوچكى را وابسته به بزرگ ميداند .
اين نظر كوتاه ، از طبيعت حياتى خير انديش حكايت مىكند كه نسبت به فرزندان خود دلسوز است بطورى كه هر يك را در چهار چوب زندگى شايستهاى قرار مىدهد و هرگز به آنها ستم نمى كند .
اين نگاه كوتاه ، نمايشگر مهر عميقى است كه على « ع » موجودات زنده را در آن غرق مى سازد و انسانها را شايستهء آن مى بيند كه به تمام معنى از حيات برخوردار باشند و از منافع آن بهرهمند گردند و ديگران را در اين زمينه مساعدت كنند و خود نيز كمك شوند .
اين نظر علوى - كه به عدالت جهانى و ارزش حيات اطمينان دارد و به امكانات هر انسانى در زمينهى ارزنده شدن وى ، معتقد است - در
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٢