كرده از بين نمى برد » . « تو در آنچه زياده از روزى خود بدست آوردى براى ديگرى خزانهدار هستى » .
اين عبارات و دهها نمونهء آن در جزئيات نظريهء تساوى وجود داراى اختصار آشكارى است . عبارات مزبور با وجود اختلافى كه بر موضوعات نزديك بهم آنها حكمفرماست ، در فاصله و مأخذ دورشان بر محور واحدى كه عبارت از برابرى وجود است دور مى زنند . بنا بر اين اگر اينجا نقصى بود آنجا با زيادى جبران مىشود و اگر آنجا نقصى وجود داشت اينجا جبران مى گردد .
پسر ابو طالب با عمق و نيروى كاملى اين حقيقت وجودى را درك كرد . او زندگى خود را بر اساس حقيقت مزبور بر قرار ساخت و در هر بخشى از زندگى يا در هر سخنى از سخنان خود ، آن را بطور مستقيم يا غير مستقيم به ديگران اعلام مى داشت . او جهتى از جهات عدالت جهانى را درك نمى كرد مگر آنكه به جهت ديگرى به عكس آن در شكل خاصى پى مى برد ، يا بگوئيد جهت مزبور خود به خود از جهت اول صادر مى گرديد ، و اين همان مسئلهى مورد بحث ما است كه : طبيعت ، حامل اين مقياس است ، و طبيعت است كه پاداش مىدهد يا كيفر مىكند . در حقيقت ميان مظاهر عدالت جهانى ، آشكارتر از اين مظهر در زمينهى اثبات عدالت عمومى نمى توان يافت .
على « ع » معتقد بود هيچ يك از موجودات جهان هستى بيهوده آفريده نشده ، بلكه هر موجودى هدف و نتيجهاى دارد . او معتقد بود
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٨