نمى سازد ، و خشم ، مانع رحمت او نيست ، و مهربانى ، او را از كيفر باز نمى دارد » .
اينك در بارهى آنچه سابقا گفتيم توضيح بيشترى مى دهيم . قبلا اشاره كرديم كه على « ع » پرده از روى اين وجود فوق العاده برداشته است .
اين وجود ، حكمران والائى از طبيعت اشياء معين مىكند كه منع و بخشش و كيفر و پاداش به دست آن مى باشد . از اين رو موجودات به مقتضاى طبيعت وجودى خود ، قدرت دارند به منظور امتثال ارادهء عادلانهء جهان هستى ، خودشان با يكديگر مرافعه نمايند .
على « ع » وجود را در تمام اشياء برابر مى بيند ، بطورى كه اگر در موردى به وجودى نقص وارد شد ، در مورد ديگر جبران مىشود . اين زيادى و نقص هر دو مساوى هستند يعنى زيادى به مقدار نقص ، و نقص به مقدار زيادى است . در اينجا بايد بگويم : نظريهاى كه در زمينهء موجودات جهان هستى قائل به اين تساوى مى باشد ، يكى از نتايج مهمى است كه فعاليت هاى فكرى بشر در ميدان اكتشافات اسرار هستى بدان نايل گرديده است ، و اين خود آغاز جنبشى بزرگ در اين ميدان محسوب مىشود .
آنچه در اينجا لازم به تذكر است اين كه گروهى از متفكران قديم نتوانستهاند اين حقيقت را دريابند و حتى بعضى آن را انكار نمودهاند .
اما آنان كه حقيقت مزبور را با تمام خصوصيات آن درك كرده و به آن
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٤