بشمارند ، چنان نيست كه نتواند ديگران را در اين زمينه مساعدت كند يا ديگران به او كمك نمايند » .
اينجا اگر شما دقت كنيد مى بينيد على « ع » يكى از مظاهر نمايان عدالت جهانى را در اين دو سخن براى مردم بيان مىكند و حقيقتى را كه از دير زمانى بر افكار محدود پوشيده بوده به اثبات مى رساند .
على « ع » ثابت مىكند كه مظاهر براق و گستردهى وجود از نظر واقع وجودى ، جز وجود ناچيز و بى ارزش چيزى نيست . اينجا ممكن است مردم نادان و سبك مغز و كسانى كه براى هر زرق و برق دار پوچى كف مى زنند ، از شنيدن اين سخن مبهوت گردند ، لكن اين فرو ريختگى ، هنگامى كه خورشيد حقيقت طلوع كرد و پرتو عظيم آن ، نور خيالى و ساختگى سبك مغزان را جاروب نمود ، بيدرنگ پراكنده مىشود و اين كاه سبك وزن با وزش بادهاى وجود عادل نابود مى گردد اين اضطراب در سنجش كه در بين افراد و اجتماعات حكمفرما است ، در تاريخ و عصر حاضر شواهد فراوانى دارد . اين اضطرابى است كه در اثر انحراف مقياس ها از موازين عدالت جهانى ، آثار زيان بخشى در انسان و تمدن و حيات ببار مى آورد .
مثلا اگر شما در قرون وسطى در اروپا زندگى مى كرديد ، بعضى روزها جمعيت فراوانى پشت سر هم در يكى از ميدانهاى اين شهر يا شهرهاى ديگر مى ديديد . اين جمعيت بخاطر اداى احترام و كف زدن براى شخصى كه با لباس آراسته و تاج زينتى به آنجا آمده ، اجتماع
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٩